/ 22 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خداحافظ رفیق

اه اه چقدرم زشته این [سبز][سبز] انشا الله خدا رسواشون کنه

شورآباد

چه حرکت جالبیهاین کار از نتیجه اش هم خبر دارید ؟

+سبکبالان+

سلام. هرچند حکم اصلاً متناسب با جرم نیس و خیلی خیلی خیلی کمه دربرابر این حجم جنایات، فقط 100بار اعدام؛ اما همین هم اجرا بشه ما راضی ایم. اصلاً همون یه بار اعدامش کنن جسدشم تحویلمون بدن کافیه. بقیش رو خودمون در خدمت جسد اون ملعون هستیم. کاش اجرا بشه این حکم[افسوس]

+سبکبالان+

سلام دمت گرم بابا نیاز به قسم دادن بود؟؟؟؟ هنوز رو نکرده اینقده مزاحم و بدخواه داری رو کنم که دیگه آخر بی معرفتی خودمو نشون دادم. خیالت راحت اینقدم با جون آ م ما بازی نکن؛ همینه ازم می ترسه دیگه.[نیشخند] ولی خوشمل بودا!!!![خجالت] من که بهت افتخار می کنم خانوم هنرمند:عکاسی و نویسندگی و نقاشی و... چه شود![مغرور] کو دست راستت؟؟؟

+سبکبالان+

هنر اصلی تم یادم رفت: اینکه بدی رو توی این دور و زمونه با خوبی جواب میدی اصل هنره آبجی؛ واسه این یه قلم هنر، دست راستتو قشنگ بکش رو سرم. این حرفمو نخ سوزن! عمومی نگهش دار واسه عذاب ناک شدن وجدان بدخواهان و مزاحمان لازمه. اذون رو گفتن: سر نمازامون همو دعا کنیم دعاهامون زودتر مستجاب بشه. اللهم عجل لولیک الفرج اللهم ارزقنا کربلا یا حق[گل]

بیگدلی

سلام بروز شدم ! با طنزی درباره ی آقای ه ..... تکیه گاه ! منتظرم ! فرهنگ پرواز

دلخون

من غریب تر از امام رضا دیده ام. غریبی که در کنار بارگاه جدش غریب است. غریبی که در شهر خود غریب است، غریبی که در کنار خانه ی مادرش غریب است. این غریبی جگر را می سوزاند و نفوذ می کند در عمق جان ها. نشنیده ام کسی بقیع را ببیند و توان داشته باشد سدی بزند بر اشک های روان چشمانش. آشنایی من و بقیع همراه بود با دم سوزناک حاج منصور، آنجا که می گفت سلام من به مدینه ....... اما آشنایی من با بقیع به همین جا ختم نشد. دلمان آنجا شکست که به امام رضا می گفتند غریب. در دل گفتیم آقا شما کجا غریبی؟! شما که صحن و حرم داری، شما که گنبد و بارگاه داری، شما که زائر داری، شیفتگانت می آیند در آغوش شما تا جان بگیرند از عشق بی پایانت. رودی جاری می شود از اشک های دلباختگان شما. در بقیع از این خبر ها نیست. بقیع جگر سوز است. در بقیع خبری از چراغ و روشنایی نیست. اما چرا! یک چراغ هست، خورشید هست، صبح ها که طلوع می کند می شود راهنمای دلداگان به بقیع که ببینند مظلومیت و غریبی را، و شب که غروب می کنند این نوید را می دهد که اشک ریزید در مظلومیت و غربت، تا باز هم طلوع کنم. در بقیع بغض در گلو می ماند، می خواهی به انتقام سیلی زهرا، سیل

حجره من

سلام چند تا از مطابت رو دیدم جالب بود انشالله دنبالت می کنم دوست داشتی یه سری به من هم بزن ممنون