روا نیست که در رواقِ قلبم به عطای شما شک کنم...

دوباره دلم هوای زیارت داشت، به حال پرستوهای حرمت غبطه خوردم و دوباره خواستم محبوب را امتحان کنم: "ای کاش یکی توی حرم به یاد من باشه" ...هوای دلم سنگین شد قطره اشکی جاری شد حیف باید می رفتم وگرنه...

(رسیدیم خانه هنوز یک ساعت نگذشته، یکی از دوستان مادر تماس گرفت و گفت سلام خانومِ... ما مشهدیم؛ دیشب و امروز خیلی دعاتون کردیم یک لحظه فراموشتون نمی کنیم...

رفتیم حرم دوباره تماس می گیرم...)

آقای عزیزم؛ خیلی مهربان هستی. کوچکی مرا می بینی و به قدر محبتت عطا می کنی! هرچند از سر تقصیر و چه بسا دور دیدنت پرسنده باشم، آن تویی که بر تختِ پادشاهی در قلبها تکیه کرده ای و بی دلیل هوای دلم را رضا می کنی... طره های الطاف شماست که تشعشعِ آن، هُرمِ هوای این خطه است.

روا نیست که در رواقِ قلبم به عطای شما شک کنم، ولی خودمانیم آقا، دلم تنگ شده بود! فکر نمی کردم نجوایم را بشنوید...

این بندِ دنیاست که جِرم بر گوشهایم و پرده بر چشمهایم نهاده. رهایی ام جز با دستهای گره گشای آلِ محمد (ص) میسر نیست! ما همین مردمِ مذنب، محبِ آلِ شماییم. هرچند نَفسِمان گاهی نَفَس می بُرد و گاهی از بس غریبتان می کنیم که از سر اجبار غریب الغربا می نامیم شما را...

طلیعه ی عشق است، تمام شروعی که امتدادش شما هستید. چه کس می تواند با تراوشاتِ ذهنِ مغشوشِ خود، نام شما را از عرشِ جانها به فرش بیاورد؟ چه کس می تواند با هزاران ترفند، جامه ی عشق و محبتتان را بر تنِ اذهانمان مُندرس کند؟ و چه کس جرأتِ توهین دارد؟، جز آنکه جهل و تکبر، سِترِ تعقلش گردیده!

آقا چه مهربان هستید شما و خاندانتان، هر چه خطا می کنیم باز هم نگاهتان به سوی ماست. جاری بودنِ عمرهایمان، به تمنایِ وجود شماست و نه تقلای موجودیتِ ما! مگر نه این است که هستی به یمنِ وجود رسول الله هستی گشت؟، خدا بر ما منت کرد به برکت وجود شما...

آقای من از خبط و خطای بسیارم در گذر و دست بر زخمهای جسم و جانم که پیش آمده از ذنوب است بگذار. ضامنِ من باش من همان آهوی کوچکم که جا مانده است!

 ای ثامن الحجج؛ ای شمسی که در آسمانِ کائنات، ثاقب شده ای و نه ثاقب بلکه شمسِ شموسی دستهای پر نیازمان را به مبدا برسان و آنچه بزرگتر است برایمان بخواه: اللهم عجل لولیک الفرج

(ا.ع آزاد اندیش)

مـگـذار مرا در ایـن هــیاهــو آقا

تنــها و غریب و سر به زانو آقا

ای کاش ضمانتِ دلم را بکنی؛

تکــــرارِ قشنـــگِ بچــه آهـو آقا

در: عمارنامه

 

..........................................................................................................................................

/ 35 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابوالفضل اشناب

بسم الله سلام شما نسبتی با قوه قضائیه ندارین؟! مجازات هاتون خیلی سنگینه ! ما به کمتر از اعدام رضایت نمیدیم اگه هم از نزدیک دیدیمش خفه اش می کنیم !! [لبخند]

ابوالفضل اشناب

آره میخوایین سوار درازگوشش کنیم توی شهر بچرخونیم ؟!!! [نیشخند] نه لبنان خبری نیست ! فعلا انگار ترکیه داره جفتک میندازه !

ابوالفضل اشناب

مشکل ما هم همون حکومتشه ! اردوغان نفهم [منتظر] از آمریکا نسبت به سقوط حکومت سوریه حریص تره [عصبانی]

ابوالفضل اشناب

خیال ریاست جمهوری داره یه دروغگوی تمام عیار .... از اون ور هم بحرین ... دیشب یکی از روحانیان بازداشتی بحرین حرفایی میزد خیلی شهید دادند خیلی [ناراحت]

م. خواهنده(آزاد)

سلام http://www.askdin.com/thread21407.html http://www.askdin.com/thread21407-2.html http://www.askdin.com/thread21407-3.html این سه صفحه مربوط به کلاس های مجازی عربی هستش ارسال های خود استادش(روح بخش) رو دنبال کن متوجه میشی چی به چیه. -- فقط تو سایت عضو شو به صفحه ی خود روح بخش(http://www.askdin.com/member15755.html)برو و اعلام آمادگی در کلاس های مجازیش بکن. یاحق

م. خواهنده(آزاد)

آها جلسه اولشم هفته پیش بود و تمرین داده باید تا فردا 9 شب تحویلش بدیم تو همون صفحاتی که برات نوشتم ادرسشونو همه همونجا تمریناشونو ارسال کردن. تاچندساعت دیگه هم انشاالله من تمرینمو میذارم بدو بیا منتظرم همکلاسی

باران

متن زیبایی بود . اشک در چشمانم حلقه زد.دیر زمانیست حسرت به دل دیدار ضریح آقا مانده ام.به امید روزی که به پابوسش برویم. السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا التماس دعا[گل][لبخند]

باران

متن زیبایی بود . اشک در چشمانم حلقه زد.دیر زمانیست حسرت به دل دیدار ضریح آقا مانده ام.به امید روزی که به پابوسش برویم. السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا التماس دعا[گل][لبخند]

منتظر

بسیار عالی..........حس متن قابل لمس بود...