هم می خواهم پرچم دار باشم و هم پشتیبان ولایت فقیه...

 

عکس 22 بهمن 91

بزرگتر

 

عکاس: خواهر عزیزم (ن.ع) 22 بهمن 91

.......................................................................................................................................

  • چه سخت می گذرند این روزها، باز هم عزیزی از بینمان رفت. اصلا انگار نمی شود جز با خبر تلخ آنهایی که پر می کشند، مطالب به روز شود!
  • امروز صبح دلم عجیب گرفته بود، مدعی نیستم ولی حس می کردم آقا هم دلش گرفته...خـب دل بـه دل راه دارد، البته با چندین و چند واسطه...محضر مولایمان تسلیت 
  • آیت الله خوشوقت درسرزمین وحی به ملکوت اعلی پیوست، خدمت همه دوستان تسلیت. 
/ 15 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م. خواهنده

نظرات چندتا پست صفحه اول وبمو بستم. اگه نظر خواستی بدی بیا این آدرس نظر بذار.

م. خواهنده

عزیزم من رفتم بخوابم. دلمم تنگته. حال قلب دلم داغونه. امروز خیلی به این فک کردم که زیر فشار مخ آدما جالبه که نمیترکه!! این یعنی واسه کارای مهم تری از زیر فشار قرار گرفتن ساخته شدن!! دعام کن.

م. خواهنده

سلام علیکما یا اُختایَ!! خواهران عکاس گرامی، برای یه سایت به هنر عکاسی تون نیاز باشه، پایه ای کمک بدین؟ کار گرافیکی تون چطوره؟ یا سرچ عکس؟

م. خواهنده

باشه ممنونم. با دوستم صحبت می کنم ببینم نظرش چیه. چندتا از عکسای قشنگتونو برام ایمیل کن گلم[گل]

دلخون

سلام، تو خواهر انقدری هم داشتی.... پس چرا اونشب نیاوردیش الهادی؟؟

دلخون

امروز سالگرد شهادت حاج حسین خرازی هست... بی ربط: تیپ تو قشنگ بود.توی عکس ها و پوسترها زیاد دیده بودمت.توی فیلم ها قشنگ و مهربان می خندیدی.یا علی می گفتی و دل شیر پیدا می کردی برای جنگیدن. من ،عاشق تو شده بودم. می خواستم کاملا عین تو باشم;همان قدر تو دل برو وصمیمی…. لباس خاکی ات را به تن کردم.همان لبخند گرم تو را توی صورتم کاشتم.تسبیح یادگاری ات را که بوی خاک شلمچه می داد،دست گرفتم و دست آخر هم چفیه ی دوست داشتنی ات را به گردن انداختم.جلوی آینه چند بار قدم زدم. خودم را حسابی ورانداز کردم.تیپم کامل شده بود. اما من گفته بودم که می خواستم کاملا عین تو باشم.حالا باید مثل تو رفتار می کردم. باید مرامم هم مثل تو می شد.باید نترس می شدم. باید سنگر علم را نگه می داشتم. باید از نام ونان می گذشتم. باید خدایی می شدم. باید بادکنک های رنگی و خالی دور وبرم را می ترکاندم. باید حقیقت بین می شدم. اما خداییش این یکی سخت بود. من آن همه زحمت کشیده بودم که تیپم عین تو باشد،اما اگر می خواستم مرامم هم عین تو باشد.می بایست طرف حسابم ،فقط خدا می شد….. اسمت را چسبیده و رسمت را رها کرده بودم.نصفه نیمه شبیه تو شده بودم. لبخند ملیح تو هنوز

دلخون

ادامه... لبخند ملیح تو هنوز توی صورتم بود…

سمیه

هر که با خدا باشد خدا با اوست....

سلام بجنورد

سلام.وبلاگ شما در بخش پیوندهای سلام بجنورد با عنوان وبلاگ آزاد اندیش لینک شد. www.salambojnourd.com/links.aspx