باز هم برای ما بگویید، بیشتر میفهمیم...

مادر شهید غلامحسین افشردی (شهید باقری)

اما من تاملم کم شده و افق دیدم کمی کوتاه است، زمان خیلی برایم ارزشی ندارد، و ملاکم تنها خدا نیست! الحمدلله مایوس نیستم، بالاخره درست می شویم. فقط خدا کند دیر نشود!

این درست که ما بودیم که نه دی را خلق کردیم، همین جوان و نوجوانِ امروزی که ناامیدانه نگاهش می کردند، اما چرا نگفته ها را برایمان کم گفتند؟ و آنهایی که نباید می گفتند، حرفهای بی ارزش و پوچی زدند! 

چرا قبل از این نشنیده بودم او بعد از آنکه هر دو پایش را از دست داد با آن همه ترکش درون تنش، دانشگاه رفت و تحصیل کرد و ارشد گرفت؟

و شهید همت حتی پوتین کهنه اش را عوض نمی کرد برای اینکه شبیه بسیجی های لشکرش باشد! و یا در سرمای زمستان یخ می زد تا دیگری جان بگیرد و به جنگ ایمان بیاورد!

سمت راست مادر شهید پیچک سمت چپ مادر شهید صبوری

شهید باقری به نماز اول وقت بسیار اهمیت می داد. مطالعه اش فراوان بود و برای آنکه کتابی را بفهمد زبان عربی یاد گرفته بود...

نمی دانم، ولی خانم ف و آقای م می گفتند شهدا خیلی عظمت دارند! ما هیچگاه به آنها نخواهیم رسید، انقدر راحت نگویید شهادت، نسیب هر کسی نمی شود! من آنجا هم گفتم نا امیدمان نکنید، قصه ی حر قلبم را آرام می کند.

امروز هم حر بشویم دیر نیست. ولیِ مان، نمی گوید "چرا دیر آمده ای؟"، شاید بپرسد " با ما نمی آیی؟" و یا شاید بعدا بگوید " با ما نمی مانی؟" و یا بعدا در تاریخ از ما بپرسند " چرا جزو یاران نبودی؟! " این فصل هم تمام شد،‌ اما فصل شهادت باز است و می توان با بصیرت جرعه نوشِ جامِ سعادت شد...

***********************

دختر شهید طهرانی مقدم در قسمتی از نامه اش گفت:

"یعنی راستش من بعد از تو به همین ها دل خوشم. به این امید که هر لحظه مرا میبینی، صدایت که می کنم؛ نشسته ای کنارم و گوش می دهی ...

یادم نرفته هنوز، که چطور برای تنهایی آقا غصه می خوردی! برای دنیا پرستی بعضی ها، برای میزان حسد توی دل بعضی دیگر، برای کوتاه بینی، برای خود بینی، برای جوانها، برای مردم، برای آنها که می آمدند در خانه ما و نیاز داشتند و تو هیچ وقت آنها را دست خالی بر نمی گرداندی! نمی دانم هنگام آفرینشت، خدا چه سهمی از سخاوت و کرم را در وجودت ریخته بود که چنین لبریز بودی...

لابد آن دستمال سیاهی را که نوشته بودی روی کفنت بگذاریم هم، مال همین اشک ها بوده. راستی امسال محرم که تو و دستمال سیاهت خدمت ارباب بودین چه کردی؟ لابد آنجا هم خیلی گریه کرده ای از شوق شهادت، شاید هم از شوقِ زیارت.

ولی بابا امروز آمده ام در این جمع تا گواهی بدهم که "ایها الناس پدر من یک عمر در تمام لحظات حسینی زندگی کرد، که اجازه دادند حسینی بمیرد. فقط حیف که هنگام شهادت، کنارت نبودم که چون زینبِ حسین(ع)  بر پیکرِ بی سرت بوسه بزنم و رو کنم بالا و بگویم: ربنا تقبل منا هذا القلیل..."

ا.ع  91/10/2

«سلام بر بدن های سوخته از آتش نیزارهای گر گرفته هور… سلام بر تن های زخمی افتاده در گل و لای ام الرصاص که در بامداد فیروزه ای کربلای ۴ تیر خلاص خوردند و مزد اخلاص گرفتند… ۴ دی سالروز فتح الفتوح کربلای ۴ گرامی باد».

..........................................................................................................................................

  • پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله "أعظَمُ الناسِ نَصیباً فى الإسلامِ أهلُ فارِسَ"  بزرگترین سهم را در اسلام، مردم ایران دارند حکمت‌نامه پیامبر اعظم(ص): ج 5، ح 3780
  • هیبتِ عشق زینبهای جنگ، مرا از خودم متعجب می کند...
  • از 120 نفر فقط 4 نفر زنده ماندند!
/ 23 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م. خواهنده

خنده و طعنه به اشعار و شعارم بزنید تیر غم بر دل دیوانه و زارم بزنید در حمایت ز امامم علی خامنه ای می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوم میثم تمار به دارم بزنید

م. خواهنده

گرگ‌ها خوب بدانند، در این ایل غریب گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند شیر مردی چو علی خامنه‌ای هست هنوز پیشاپیش 9دی مبارک[گل][هورا]

ابوالفضل اشناب

بسم الله سلام http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/21791/B/13911006_0121791.jpg فوق العاده اند بچه های خامنه ای دات آی آر !‌ به این می گویند فعالیت مجازی همه جانبه و جذاب ! یا علی

م. خواهنده

مممممممممممممممممممییییییییییییییییییییییییییکککککککککککککککککشششششششششششششششممممممممممممممممممممتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تکخور رحیم پور رو تهنا رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من فک کردم رائفیه الکی قهر کردم حالا که رحیم پور بود واقعاً قهر قهر قهر[دلشکسته]

ما همه خوابیم و حقیقت به جز این نیست که ما غایبیم و او منتظر آمدن ماست ... اللهم عجل لوليك الفرج.صلوات

م. خواهنده

تو که چشم بصیرت داری ای دوست! طرف اسمشو ننوشته فهمیدی خانومه و فهمیدی کیه!! چطور شاید اومده باشه و ندیده باشیش؟!؟ ای وای سلام[نگران] التماس دعا... یاعلی

م. خواهنده

نیس من آخه التماس دعای شر دارم!! شما التماس دعای خیر داشته باش!! من البته یه ورژن جدیدتر از شمام و حس هفتم(ابزار وبگذر) رو دارم!! ولی راس می گن ها!! ای کاش همه آزاد اندیش بودیم!! نه نه! ما همه آزاد اندیش هستیم!! همین بود دیگه؟؟[قهقهه] چه خبرا افسره بانو عسلی؟؟

از وب رزمنده ات خیلی کم چیزی یادم میاد. یادمه یه نقد فیلم داشتی. یه خاطره و یه مقاله از نشره ریان. خاطره ات فک کنم از همون پارسال بود نه سال فتنه. آها یه چندتا مطلب راجع به خودشیفته و اینام یادم میاد گذاشته بودی. ببهشید خو خودش بی ادبه من بی ادب نیسم من خودمم اون خودشه!! کلاً فراموشی بهترین کاره. فراموش می کنیم!!