نفسهای سوخته...

 

نمی دانم چه شد، اما توفیق داشتیم که آنروز خدمت شما جانباز عزیز از جنگ تحمیلی مهمان باشیم.

نفسهای تو بوی جنگ می داد. گاه صدای دَمَت، از پنجره ی دنیای در حال جنگ به ریه های جنگ زده ات، شبیه صدای سوت می شد. انگار داشتی سینه ات را پر می کردی از تطبیقِ دو جنگ ....

نه؛ نمی شود! نمی شود امروز با دوست دیروزت بجنگی، برای همین لبهایت را کوچک می کنی تا سوت بکشد. و همه بدانند این هوا؛ هوای فراموشی هست و این زنگِ سوت مانندت، شاید زنگِ بیداری حضار...

میان خس خس نفسهایت، میانِ سرفه هایت دردهایی بود که نمی فهمیدم.

گاه گاه مجبور بودی چند ثانیه ای مکث کنی و از دنیای خودت نفس بکشی! از همان اکسیژنی که سالهاست کنار توست...

سرفه که می کردی، دخترت باید می زد به پشتت، محکم؛ آنقدر محکم که اگر من بودم سرش داد می کشیدم.

چه بگویم از اینکه گم نامی و باید گمنام بمانی!

می دانی از چه می سوزم؟ از اینکه کنار مایی و چشم ماست که امثال تو را نمی بیند.

گفتی بعضی به من می گویند: تو معتادی! آخه بد راه می روی؛ پایت درد می کند، آیا می فهمند که قلبت بیشتر از این حرفها درد می کند؟ سخت نیست؟

قرصهای یک جانباز شیمیایی

خیلی هایمان نمی فهمیم چطور می شود که مرگ و زندگی ات به قرصهایی که نشانمان دادی وابسته باشد؟،

 و خیلی هایمان نا خودآگاه اشکهایمان می ریخت، مثل دوستم! مثلا می خواست با جملات قشنگش، هدیه ای به شما تقدیم کنیم؛ که بغض گلویش نگذاشت...

راستش من هم ریاکارانه پهنای صورتم خیس بود، عوضش گلوی تو خشکِ خشک! این را از لیوانهای آبی که طلب می کردی، فهمیدم.

فهمیدم به اندازه همان دشتهایی که داغ بود و لذیذ تر از گوشتِ شکارِ خارپشت نخورده بودی، گلویت داغ است! و دلت داغ دیده...

نمی خواهم بیشتر بگویم، بگذار بقیه درد برای آنهایی که بودند مرور شود. آنها بهتر این درد را می فهمند...

می دانم حرفهایت ناتمام ماند؛ وقتی می نویسم می خواهم آنقدر بنویسم که خودکار تمام شود و تو هم میخواستی آنقدر بگویی که درد دلت تمام شود ولی ما خسته بودیم و رفتیم تو ماندی و تنهایی ات...

آنروز که لبخندِ شادی جانباز از دیدنِ دانشجویان بر لبش نقش بست، سه شنبه، بعد از ظهر بود. همین!

نگاهم کن،

که من بارانِ این دشتم

که در اندیشه یک صبح این خورشید می میرد...(ا.ع)

.......................................................................................................................................................

  • کوتاهی متن را، به بزرگی خودتان عفو کنید.
  • میان دو نمازمان اس ‌ام‌ اس می‌زنیم به دوست؛ قبل‌ها ذڪر می‌گفتیم براےدوست.
  • آیا شاکر سلامتی خود هستیم؟
 
/ 19 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتظر الایمیل

سلام علیکم دیروز یونی بودم اما نگرفتم چرا شلوغ پلوغه دم آمفی تئاتر پ بخاطر این بوده!! نه من خودم دیدم تو خونه نصف شب و کلی حرص خوردم تنهایی... دیروز گفتم اگه یونی هستی همو ببینیم که همون طور که ایمل فرستادی برام, جواب اس ام اس رو هم دادی بهم!!

آزاد اندیش

" نبیء عبادی انی انا الغفور الرحیم " بندگانم را خبر بده که همانا من بسیار آمرزنده و مهربانم....

م. خواهنده

سلام عزیزم یه چی بگم بخندی این صحافی دم در ولیعصر یونی هست، بار اول رفتم در فلشمو جا گذاشتم خوش و خندان اومدم بیرون[نیشخند] بار دوم رفتم خود فلشمو جا گذاشتم خوش و خندان اومدم بیرون[نیشخند] بار سوم امروز اینقده میترسیدم[اضطراب] برم بعد یادم بره خودمو جا بذارم اونجا دیگه اصلاً نیام بیرون!! حالا شانس آوردم فلشمو پیدا کردم. فلشم بدون در سرما می خوره نگرانشم[نگران]

محمود

مدیر محترم بلاگ، برادر عزیز: وبلاگ ارزشیِ ارزشمند شما در http://manenghelabiam.blog.ir لینک شد. بلاگ « من انقلابی ام » با رویکرد روایت سبکی از انقلابی بودن، به دنبال پیشنهاد برنامه ای کاربردی، ملموس و در عین حال، کوچک و جمع و جور برای یک زندگی انقلابی بوده و آماده بازدید جوانان انقلابی می باشد. لطفا با لینک کردن بلاگ، و معرفی به دوستان انقلابی تان برای جوانان بیشتری امکان بازدید از بلاگ، اطلاع از برنامه ی تعریف شده و ان شاءالله همراهی با آن را فراهم آورید. ایمیل اینجانب: mahmood.khademi@iran.ir با تشکر؛ التماس دعا (از کاربران بلاگ « آزاد اندیش » نیز تقاضا می شود به بلاگ « من انقلابی ام » سری بزنند.)

دلخون

سلام؛ عازم کربلای ایرانم... حلال کنین... خدانگهدار....

م. خواهنده

سلام فعلاً بی وبلاگ شدم وبمو هدیه دادم دوستم توش مطلب بذاره.[لبخند]

پشت هیچستان

سلام علیکم خوش به سعادتتون، قبول باشه، شرمنده ی یادگاران جنگیم... دعوتید به غزل...

م. خواهنده

سلام ممنون سرکار اع خانوم، اما پاشو برو وبلاگ به خودش تبریک بگو. اولای کار وبلاگ نویسیشه می تونی کمکش کن. البته منم گفتم کمکش می کنم اما تو هم تجربه داری تو این زمینه ها دیگه. راستی اینم بگم صرفاً جهت اطلاع: از هردومون بزرگتره.

سنگر سایبری خط شکن

سلام وب پر محتواتون در سنگر سایبری با عنوان "آزاد اندیش" لینک شد ممنون میشم شما هم ما رو لایق بدونید

م. خواهنده

عزیز دلم آدرس وبمو نداری؟ وب خودمو دادم بهش خانومی