هزاران گاه مه آلود است هوای دیدگانِ ما

خدایا زیباست! لبخندهای زیبایی که از پسِ ابر می زنی، زیباست و باز هم زیباست.

این ابرها که آفتابِ گرمِ تو را می پوشانند، این مِه ها که می آیند و می روند، چون ابرهای غبار آلودِ چشمانِ من هستند؛ که گاه آفتابِ پشتِ ابرها را به فراموشی می سپارم. هر از گاه پرتوِ مهربانِ آفتاب به صورتم می خورد و گاه شعله ی گرمِ تلألوئش قلبم را آرام می کند یا صاحب الزمان (عج)...

خدایا زیباست این جبال قد برافراشته این ابرهای پر تکاپو...

عکاس خودم ارتفاعات دامنه نزدیک سبلان

.اندازه بزرگتر

 عکاس خودم ارتفاعات دامنه نزدیک سبلان تیر ماه 91

شاید به زیبایی این ها ندیده ام و چه شوقی در تماشایِ این حرکات نهفته است؟! تنها تو می دانی!

خدایا تو زیبایی و محبت و گرمایِ مهرِ تو زیباست. و لطفی که مرا خوانده ای زیبا تر.

تو بی نهایتی و من قدرِ این سنگ ریزه هایی که زیرِ کفشهایم با بلندیِ صدا تو را سپاس می گویند؛ سپاست نمی گویم!

فشارِ گام های من لبیکِ این سنگ ریزه را آنقدر بلند می کند، تا گوش های سنگینمان، بشنود. چرا؟

تا لحظه ای به زیباییِ دستهایِ خلقتِ تو بنگرم.

زیباست؛ سکوت و ذکر طبیعت زیباست؛ همیشه زیباست ، اما ذهنِ شلوغِ من هیچ گاه نمی بیند و گذارن از تمامِ زیبایی ها بود.

صدای پرندگان و نوایِ اذانِ تو در این لحظه!

از علی گفتیم و صدایش را شهادت دادم. اکنون ابرها در هم می پیچند و نسیمِ سکوت می وزد.

الهی انتَ انتَ و اناَ اناَ

ای خدا؛ ای خدایی که اینچنین لطیف خلق نموده ای و تمامِ پسوندهای جبل را، گل رویانیده ای. ای خدا ای خدای جلال و شکوه چه صعودی از دیدن و لذت بردن از زیبایی های تو بالاتر؟

این چهچهه هایِ سکوت فاتحِ قلبِ من است؛ و حتی صدایِ وِزوزِ حشرات!

پشتِ این کوه دریا نیست و پشتِ این ابر! ای خدای حقیقتِ این دشت ها، ای خدایِ صاحبِ این کوهِ پر هیبت؛ انعکاس محبتت در میانِ دشت شبنمی می شود روی گلبرگهای این گلِ زرد. و یا بخارِ شیرینِ نگاهت در گوشِ کوه ها می پیچد!

عکاس خودم ارتفاعات دامنه سبلان

اندازه بزرگتر.

عکاس خودم ارتفاعات دامنه نزدیک سبلان تیر ماه 91

چگونه تو را سپاس گویم؟ چگونه؟

این لذت بدونِ تو معنایی ندارد! این طبیعت بدونِ تو مفهومی ندارد...

تو زبان گشایِ این طبیعتِ به ظاهر بی جانی! و حتی زبان گشای دست و پا و اعضایِ بی روح من هستی...

به ابرهای روان که می نگریستم، از پسِ هم عبور می کردند و من از شوق مشعوف بودم. سکوت بود نسیم بود و ابرها که در هم می پیچند...

نا گاه به یاد غائبی افتادم؛ آنگاه که آفتاب رویت می شد و گاه به مخملِ سبزِ کوهها می تابید، گرم و روشن.

دریافتم این چشمهای غبار آلودِ من است که به دیدنِ روی آفتاب عادت ندارد هرچند گاه زلالِ فلق و یا تابشش ملموس است...

تو روشن همیشه درخشان بر آسمانِ هدایت، و هزاران گاه مه آلود است هوای دیدگانِ ما؛ و تا کی تو را نمی بینیم؟ تا کی؟

تو می تابی بر قطراتِ وجودِ همگان و همه را به مهر بخار می کنی. و همان تراکمِ عشقِ توست که می بارد. و همان تلالوِ لطفِ توست که فلق می شود!

تا کجا فتح کنم قله ی دنیا را؟ کدام کوه بدونِ خالقش معنا دارد؟ خاک زیر پایم قرچ قرچ صدا می دهد! ابر روی سرم سایه می اندازد، راهم تو نباشی، به کجا می رسم؟ آنجا که می لغزم، دستِ مرا کدام راهبر می گیرد؟ کدام جای پا محکم تر از جا پای توست؟ کدام نور روشن تر از مهرِ توست؟ کدام صدا رساتر از صدای خالقمان؟ که تو نشان از او داری...

کدام کسره بدون تو نمی شکند و کدام فتحه بدون جهت هایی که تو بنمایی فتح می شود؟ کدام کشتی در تلاطم دریا مرا به ساحل می رساند، به جز از کشتیِ ولایتِ تو؟ کدام ریسمان نجات بخشِ حیاتِ ماست ؟

تو کجایی؟ تو را که در تنهایی کوه آسمان و دشت می بینم، تو را کمی می فهمم

ای آفتاب؛ دیدگانِ مرا از پشتِ ابرهای ندیدن به بیناییِ نورِ وجودت سوق ده.

ای آفتاب چشم ما را روشن کن...

(متن دلنوشته را در ارتفاع 3880 متری دامنه سبلان تیر ماه 91 نوشته ام)

(ا.ع)

.اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ ...

بازنشر: در فارس

.................................................................................................................................................

  • جشن تولدت مبارک،‌ بابای امت. بابایی همه کادوهایی که سالها خریدم پیشم مانده، پس کـجـایی بابا؟ دلم تنگ شده...
  • دلم که می گیرد می فهمم، یک نفر هزاران ساعت از ما مردم دلگیر است.
  • امشب به دنیا آمدی، ولی امروز نیستی، آخر رفتی و هنوز نیامدی...
  • عید بر همه محبین اهل بیت مبارک

................................................................................................................................................

پیوست:

دشمنانی داریم که نمی فهمند و از نعمت عقل محرومند، روز نیمه شعبان شیعیان را می کشند! بر خاک می کشند و سنگ می زنند در خانه می سوزانند، چرا؟ به جرم عشق به مولایشان، به جرم شیعه بودنشان. و اگر فقط چند نفر از خود بپرسند "جرم اینان مگر چه بود که اینچنین کشته شدند؟! " آیا این پیروزی نیست؟ ای سلفی نادان این پیروزی خونِ سرخِ شهید شیخ حسن شحاته نیست؟؟

آیا آنهایی که مظلوم می کشند، از جنس آن ملعون هستند که به حسین علیه السلام گفت: بغضا لابیک...

بغض علی علیه السلام را داشته باشید و از این بغض بمیرید که وعده خداست " وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ(قصص آیه 5)
ما مى ‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم!

اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا (إِمَامِنَا) وَ کَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ شِدَّهَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا …

بارالها ما به درگاه تو شکایت مى‏کنیم از فقدان پیغمبرت (که درودت بر او باد) و از غیبت مولایمان امام زمان واز بسیارى دشمن و کمى تعداد ما و فتنه‏هاى سخت بر ما و غلبه محیط روزگار .

نماهنگ حدیث غربت شیعه(شیخ حسن شحاته)

 

/ 18 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمارنامه

سلام و درود؛ دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید. http://www.ammarname.ir/link/24717 ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید . موفق و پیروز باشید . عمارنامه http://ammarname.ir/—- info@ammarname.ir یا علی

نحن حداث الحسین(ان شاءالله)

به توکل نام اعظمش... ما کماکان منتظر کارهای جدید از جنابتان هستیم... ایده ی کار که زیاد است... پس تعلل چرا؟...

مهدی

سلام علیکم با مطلبی به مناسبت سالگرد ترور نافرجام مقام معظم رهبری به روز هستم. avasef.ir لبیک یا سیدعلی...

دلخون

بی ربط: *مراسم بزرگداشت شیخ حسن شحاتة* این مراسم روز یکشنبه ۹۲/۴/۹ از نماز مغرب و عشاء در خیابان شریعتی بالاتر از پل رومی کوچه رضایی برگزار خواهد شد. حضور جوانان ایرانی در این مراسم می تواند موجب التیام دل دردمند شیعیان مصری گردد و غم آنها را تسلی بخشد.

دلخون

بی ربط: *مراسم بزرگداشت شیخ حسن شحاتة* این مراسم روز یکشنبه ۹۲/۴/۹ از ساعت 5 بعد از ظهر تا نماز مغرب و عشاء با مداحی مهدی سلحشور و سخنرانی حاج سعید قاسمی در خیابان شریعتی بالاتر از پل رومی کوچه رضایی برگزار خواهد شد. حضور جوانان ایرانی در این مراسم می تواند موجب التیام دل دردمند شیعیان مصری گردد و غم آنها را تسلی بخشد.

من او

سلام عزیزم[افسوس](این بیانی از حال الانمه تا دلت بسوزه دعام کنی[نگران]) بی انصافیه اگه ننویسم این نوشتت خیلی بوی خدا میداد. آدمو با روخونی سریعش هم به آرامش نزدیک می کنه. قلم زیبات روون تر شده. روانی اش مستدام.[دست]

آزاداندیش

http://www.aparat.com/v/GT7yL حدیث غربت شیعه

مهدی

سلام وب خوبی دارید[لبخند] موفق باشید. [گل][بدرود]

سیمرغ

ریحان های اصل و ریحان های هرز (قسمت دوم) سلام شمارو دعوت می کنم به جستجوی دلایل ضعف دو سال اخیر دولت در مشاهدات تحلیل مراسم تجلیل از خادم بی ادعا حضورتان و مباحث احتمالی پیرامون آن باعث روشن شدن بیشتر حقیقت و تلاش در جهت حفظ دستاوردهای گذشته و حذف اشتباهات و تبلیغ آن توسط ما وبلاگ نویسان خواهد شد

توابین

بیا و پاک کن ز جاده ها غبار را به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را... اللهم عجل لولیک الفرج....