قدرم نگاه توست...

 
خدایا بلاء عظیم گشته و آنچه پنهان، آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امیدم نا امید شد و زمین(با همه ی پهناوری اش)بر ما تنگ آمد و رحمتش از ما منع گردید. و تویى یاور و شکوه بسوى تو است و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است. خدایا درود فرست بر محمد صلوات الله علیه و آلش. آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى، به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر!
اى محمد اى على اى على اى محمد مرا کفایت کنید که شمایید کفایت‏کننده‏ام و مرا یارى کنید که شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت همین ساعت هم‏اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق محمد و خاندان پاکش...
العجل مولای من
.
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِب الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ
 
در شب قدر دلم با غزلی هم دم شد
بین ما فاصله ها واژه به واژه کم شد

بیت هایم همه قرآنْ روی سر آوردند
چارده مرتبه... آن گاه دلم مَحرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم
بوسه می خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت
گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجره رویایی
چشم من محو ضریحی که نمی دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق
گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم، عطش آمد به سراغم، گفتم:
به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

آن قدر دور حرم سینه زدم تا دیدم
کعبه شش گوشه شد آن گاه دلم مَحرم شد

روی سجاده ی خود یاد لبت افتادم
تشنه ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد
از محمد به محمد که میسّر هم شد

من مسلمان شده ی  مذهب چشمی هستم
که در آن عاطفه با عشق و جنون توأم شد

سال ها پیر شدم در قفس آغوشت
شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروانِ دل من بس که خراسان رفته است
تار و پود غزلم جاده ی  ابریشم شد

سال ها شعر غریبانه در ابیات خودش
خون دل خورد که با دشمن خود هم دم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم
برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده به او کار جهان در هم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت
آی برخیز ز جا قافیه یا قائم شد
**سید حمیدرضا برقعی**

...............................................................................................................................................
  • قدرم نگاه اوست! کی شود احیا بگیرم؟
  • دلم می خواهد، قلم بر دفتر بی انتهای شب قدر بفشارم و تا صبحِ دیدار بنویسم و بنویسم ... ولی حرفهایم همه سنگینی این بار گناهست! الغوث الغوث خلصنا من النفس الامّاره... (التماس دعا)
  • کمپین تحریم اسرائیل
 
/ 7 نظر / 19 بازدید
من او

سلام همین دعا رو گفتی بخونم برات پارسال مشهد رفتنی؟ آشناس برام[خجالت]

شاگرد کریمه اهل بیت

می دانی؟ روزه را تشنگی خیلی سخت می کند، بی آبی کشیدن، در عطش ماندن.. همه وقتی آب می خورند به اباعبدالله سلام می دهند.. اما این روزها که آب می بینی ولی نمی خوری، عباس را یاد کن که آب دید و نخورد... شهادت مظلومانۀ غریب ترینِ عالم، تنهاترینِ هستی، مولایمان علی علیه السلام تسلیت. از آن زمان که شاخۀ یاست شکسته شد چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است سی سال رفته است ولی جای آن طناب برروی دست و گردنت انگار مانده است می دانی ای شکسته سر آل هاشمی تاریخ زنده درپی تکرار مانده است از بغض دشمنان به تو یک ضربه سهم توست باقیِ آن برای علمدار مانده است تقدیم با احترام: "در صبحگاه بیست و یکم" http://masoumeh.com/new_home/4/2/1/ks00112.php روز اوّل به علی دادم دل منم و مهر علی تا آخر (صل الله علیکِ یا فاطمة المعصومه)

من او

این جوجوی کیه؟[تعجب] تقاضا نیس من مامانش بشم؟[نگران] خیلی باسلیقه ای ها آَشنا![دست] راستی شما؟[زبان]

ابجی کوچیکه

یکی یدونه ای خیلی قشنگ می‌نویسی ادم حسودیش میشه[ماچ]

ابوالفضل اشناب

بسم الله سلام علیکم شب قدر ما همین یک دعا بس باشد برای همه حاجاتی که داریم. برآورده شدن آرزوی امام عصر خیلی جلوتر از برآورده شدن حاجت حقیری چون من است... یا مولانا یا صاحب الزمان ... الغوث، ادرکنی ، الساعة ... ...................... خداوند این سید حمیدرضا برفعی را حفظ کند. عجب ابیات زیبایی است. "داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد" "آن قدر دور حرم سینه زدم تا دیدم کعبه شش گوشه شد آن گاه دلم مَحرم شد" خیلی خوب بود. برای رسانه بودن این شعر باید از شما تشکر کرد... این شبها خیلی واقعا التماس دعا ! یاعلی