با چادر زیباتر قله را فتح می کنیم...

 

معجرت سوخت ولی...

در ابعاد بزرگ

خواستم بگویم ربطی به امشب ندارد،

یادم افتاد قدمهایمان که سست می شد،

یاد حضرت زینب(س) و کودکان کربلا می افتادیم

و دوبـاره با عــشــق قدم برمیداشتیم! آخـر قرار بود

سختی را به زیبایی احساس کنیم، هرچه سخت تر زیباتر...

عکاس: خودم 
مکان: ارتفاعات سبلان تیر ماه 91

............................................................................................................................................

  • گویی قلب مرا به پاهایشان بسته اند و می روند! هر گام پیشتر می روند... دلتنگ تر میشوم...کربلا...کربلا...کربلا، حسین(ع)
  • باز هم عالمی از میانمان پرکشید، پرواز ملکوتی عالم گرانقدر حاج آقا مجتبی تهرانی بر همه دوستان تسلیت. إِنَّ الْأَبْرَ‌ارَ‌ لَفِی نَعِیمٍ...
/ 61 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م

ما فتنه گرا رو اگه دستمون بهشون می رسید آره درب و داغون می کردیم. فتنه گر کیه؟ همون که روز عزا رو برای عزادار امام حسین، دوباره کربلا کرد. نه ندایی که یه گوشه وایساده بود به تماشا! هرچقدر انگ بهمون بچسبونن که کار ما بوده خیالی نیس. مهم حساب ما با خداس که صاف باشه و خداروشکر تو این یه فقره، صاف هست. همه زدن؛ شما هم بزنین. کسی هم ضمناً با احمدی نژاد خصومتی نداره. انتقاد به بدیاش وارد می کنیم اما از خوبیاش اعلام برائت نکردیم. والسلام نامه تمام

فرقی نداره

"خواهنده " الهی.... من کسی نیستم که ببخشم .. همون وقت که برات نوشتم از دلم بیرون کردم ناراحتیم رو. تموم شد .خیالت راحت.[گل]

فرقی نداره

"م" ما توی خیابون بودیم از روز اول تا آخرینش که 25 بهمن بود کتک هم خوردیم از برادران 200 کیلویی و موتور سوار .. باتوم هم خوردیم جاش هم تا چند ماه درد میکرد کبود بود تن مون ولی هیچ کدومش اینقدر دردناک نبود که بهمون انگ دارودسته ی رجوی ملعون رو زدید من تا روزی که نفس میکشم از این آشغالها متنفرم هیچ جایی نمیتونم - حتی اندازه ی ارزن - حس کنم میتونم ببخشمشون. یادم هست مرصاد رو.. دستم به رجوی برسه خودم میکشمش.. اینو یادت باشه هر کسی مخالف چیزی بود لزوما نباید انگ بهش زد و خلاص.. منم والسلام.

م. خواهنده

ای وای یعنی روز عاشورا هم بودین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه 25 بهمن بودین؛ یعنی روزعاشورا هم منصرفتون نکرد؟؟؟؟؟؟ خب الان این چی بگم آخه؟ بهتره من دیگه سکوت کنم. فقط اینو بدونین حداقل، حداقل، از بعد روز عاشورا تو بد ورطه ای قدم گذاشتین و خودتونو در معرض اتهاماتی که حقتون نبوده قرار دادین. خیلی هم گردن این و اون نندازین. کمی هم تقصیر خودتون بوده که خودتونو همراه کسایی کردین که ازشون متنفرین تا به خیال خودتون از کسایی حقتونو پس بگیرین که حقیقتاً حقتونو نخورده بودن از اولش. یعنی همون رجوی ملعون و بدتر از اونا شبهه ی تقلب رو انداختن تا آب رو گل آلود کنن تا اونا ماهیای خودشونو بگیرن. حالا من مرده شما زنده؛ می شناسین بیشتر این فتنه گرا رو و می فهمین که اونا خط میدادن و موسوی که فقط ظاهر سبز فریبنده ای داشت جلو انداخته بودنش تا بقیه رو گول بزنن و دنبال خودشون بکشن. انشاالله روزی نه چندان دیر حقایق روشن میشه و می فهمین . اینا بی وجدان تر از این حرفان و خوبه که شمام یه سری هاشونو میشناسین. -- اما در مورد کتک، خب بله دیگه وقتی برادر من که فقط اومده از اعتقادش دفاع کنه با سنگ می زنیدش تا دست و پاش زخمی بشه(منظورم به شم

م. خواهنده

سلام ای خواهر وعده دهِ زیر قول زنِ چی کار کنم از دست تو؟ غیبت امروزتو به پای اقدام خداپسندانه ات برای ترک اهتیاطت بذارم دیگه؟ می گم تو کامنت قبلی خوبه سکوت کردم! اگه میخواستم افاضه فیض کنم که فک کنم یه نیم ساعتی میرفتم رو منبر!![نیشخند] ولی آبجی من جون میدم برای مبلغ دینی شدن ها!! منبر رفتنم که به همونا رفته!![لبخند] خدا کنه بقیه کارامم به اونا بره[نگران] -- ولی یه تصمیم خدا پسندانه هم من گرفتم و عمومی می گم بلکه بقیه هم چندروزی در این تصمیم حقیر رو مشایعت کنن کلاً چند روز نمیام به وبت و نظر نمیذارم تو هم بروز نشو تا امتحانات بگذره. قاعده ی فقهی داریم که عقل سلیم هم تاییدش می کنه: فی فصل الامتحان، علی الدانشجو الاول بالدرس و الثانی بالدرس و الثالث بالدرس و الرابع بالدرس، ثم الخامس طلب النمرة من الاستاذ... یکی نیس به خودم بگه چرا یه ماه آخر به کنکور رو هم[ناراحت]. امان از کار امان از کار... همه برنامه هام عوض شد!![دلشکسته]

م. خواهنده

پرشین باز نصف نظرمو بلعید!! البته این یکی خوب بود. حفظ آبرو شد!! انگار کم نوشتم!![لبخند] ادامه ی عرایض ساکتانه ام: می گم وقتی از طرف مقابل کتک هست و سنگ انداختن هست و آتیش زدن هست و کشتن خب بی انصافیه که این طرف به آدمایی که تو تجمعات هستن، چپ هم نگاه نکنه. چه توقعیه آخه؟ -- ما همه ی ایرانیا تو عملیات هایی شبیه مرصاد همدردیم و تا وقتی نفهمیم همدردیم تا وقتی نفهمیم که ما دشمن هم نیستیم تا وقتی نفهمیم ما هممون منتظر امام زمانی هستیم که ولی فقیه جانشینشه و ما باید اطاعت از ولی و امام رو الان باایشون تمرین کنیم تا وقتی نفهمیم تقلبی نشده و اون دروغ ها از طرف خود رجوی ها و بدتر از رجوی ها القا شده تا ما به این فهم های مشترک نرسیم و دشمن اصلی مونو نشناسیم تا اون موقع که اینطور متحد و همدل نشیم دشمن از این دودستگی استفاده می کنه. به منطقی بودنتون نمیاد که دشمن شاد کن باشین. دشمنایی از جنس ملعون ترینای زمانه: رجوی و بدتر از رجوی و بی وجدان تر از رجوی و حیوان تر از رجوی

خواهنده

سلام در تکمیل پست بعدی دوست عزیز، آزاداندیش، بد نیست فرقی نداره ها نگاهی هم به سمت و سوی کلبه ی درویشانه ی ما بیندازند...

حامد

سلام. متاسفم برای این مخاطبت که با نفهمیم نفهمیم حیثیت سیاست رو به داد- رجوی امروز کثیف لجن شده و حزب توده امروز و کومله دموکرات امروز و اونا با ایدئولوژی سویال دموکراسی وارد میدان شدند................................بماند که تخت قدرت چشمهارو کور میکنه. قبول دارم که جانی و جنایتکارند رهبر جمهوری اسلمی ایران به اندازه شما نفی نمی کنه-بله جنایتکارند- ولی کم سهمی در انقلاب نداشتن................................................

حامد

بعنوان یه مارکسیست کسی رو برتر از علی و حسین نمی بینم-آیا چه رهبر سوسال و مارکسیستی که از مردم محوری و از اشتراک صحبت می کنه چون علی سوسیال و اشتراکی بود که می فرماید-آیا فقط به همین اکتفا کنم که به من پیشوای مسلمانان بگویند؟ولی در سختی های روزگار با توده مردم همدرد نباشم؟ و باز این علی بود که گفت-راستی را اگر چه به زیان تو باشد بر دروغ اگر تو را سود رساند ترجیح. کسی که بر تخت خلافت نشست و دروغ نگفت ژان ژاک روسوها فرزند چنین مکتب عملیی هستند- و این بخش اعظم خدا بود و اسمش علی یعنی رفیع و بلند مرتبه

م. خواهنده

سر که در نیوردم چی شد؛ فقط یه پیشنهاد میدم نظرات رو تاییدی کن. هرّکی هر نظری نمایش داده نشه. هرکدوم رو به صلاح وبت نمیدونی تایید نکن به همین سادگی.