یکی از بزرگان دینِ مسیحیت می گوید:

اگر امام حسین(ع) برای ما مسیحی ها بود، در هر کوی و برزنی یک پرچم می زدیم به نام حسین (ع)، و به نام حسین (ع) مردم را به طرف دین مسیحیت دعوت می کردیم...

هنوز زمزمه می کنم: "حسین(ع) کیست؟" گاه می شنویم " پس چرا اویی که می دانست به استقبال جنگ رفت؟" به راستی حسین سلام الله عیله را شناخته ایم؟ قربانی هایش از عرفات تا کربلا عاشق شدند... بند بندِ وجودشان تسبیحِ حق گردید...

نقشه به مسلخ عشق بردنِ حسین (ع) را در روز دوشنبه ای در سقیفه، کشیدند.

 حسین (ع) را نمی شناسیم و زیر لب فریاد می زنیم: وای حسین (ع) کشته شد...

حضرت علی (ع ) فرمودند: ((من عرف نفسه فقد عرف ربه ; هر که خود را شناخت , خدای خویش را شناخته است ))

اثر استاد رضا

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله : أحَبَّ اللَّهُ مَن أحَبَّ حُسَیناً؛ هر که حسین (ع) را دوست بدارد خداوند دوستدار اوست (دانش‌نامه امام حسین(ع): ح 152)

(روز دعا و درخواست) امام صادق سلام الله علیه : تَخَیَّر لِنَفسِکَ مِنَ الدُّعاءِ ما أحبَبتَ واجْتَهِد، فإنَّهُ (یَومَ عَرَفَة) یَومُ دُعاءٍ و مَسألَةٍ؛ هر چه می‏‌خواهی برای خود دعا بخوان و [در دعا کردن] بکوش که آن روز [روز عرفه] روز دعا و درخواست است. (تهذیب الأحکام: ج 5، ص 182)

"امروز گوسفندی را برای من قربانی کردند، چقدر زجر کشیدم. درد گوسفند را تا اعماق وجودم احساس می کردم. هنگامی که خون از گردنش فوران می کرد. گویی این خون، خون من است که بر خاک می ریزد. می دیدم که حیوان زبان بسته برای حیات خود تلاش می کند، دست و پا می زند، می خواهد ضجه بزند، فریاد بزند و از زیر کارد براق بگریزد. اما افسوس، افسوس که مظلوم است، که اسیر و دست و پا است.
کارد به گردنش نزدیک می شود، اولین فشار تیزی کارد را بر گردن خود حس می کند. با تمام قدرت و برای آخرین بار تلاش می کند... او احساس می کند مورد ظلم و ستم قرار گرفته، همه ی دنیا به او ظلم می کنند... همه منتظرند که دست و پا زدن او را در خون ببینند و کف بزنند، او التماس می کند، لااقل یک نفر منصف می طلبد، می خواهد کسی را به شفاعت بطلبد.

آخر ای انسانها، وجدان شما کجا رفته است؟ مگر قرار نیست از مظلومان دفاع کنید؟ چرا به دادخواهی بی گناهان توجهی نمی کنید؟ چرا نمی گذارید فریاد بزنم؟ چرا فرصت اشک ریختن را به من نمی دهید؟

من فریاد این حیوان بی گناه را می شنوم، من درد او را احساس می کنم... من بی گناهی او را می بینم... من با تمام وجود آماده ام که او را شفاعت کنم و از مردم بخواهم به خاطر خدا و به خاطر من از این حیوان زبان بسته بگذرند و به خاک و خونش نکشند... می خواهم فریاد کنم:"دست نگه دارید این حیوان زبان بسته را برای من نکشید." اما گویی صدای حیوان خفه شده است و حرکت من منجمد.

... کارد تیز به گردن گوسفند نزدیک می شود و من تیزی آن را بر گردنم احساس می کنم، حیوان دست و پا می زند، انگار دست من و پا می زنم. تمام فشارهای حیات و مرگی که بر گوسفند می گذرد، انگار بر من می گذرد، انگار بر من گذشته است. لحظه هایی که با تمام عمر و زندگی ام برابری می کند. تمام لذات دردها، بیم ها و فشارهای زندگی در همین لحظه ی کوتاه بر اعصابم فشار می آورد. خدایا! خودت بگو چه کنم." «شهید دکتر مصطفی چمران»

.....................................................................................................................................................

  •   اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نفسَک فانّک اِنْ لَم تُعَرِّفْنی نَفسَکَ لَمْ أعرفْ نبیّک اَللّهم عَرِّفْنی رَسُولَکْ فانّک اِنْ لَم تُعَرِّفْنی رَسُولَکْ لَمْ أعرفْ حُجَّتَک  اللهم عَرِّفْنی حُجَّتَک فانّک اِنْ لَم تُعَرِّفْنی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دینی
  • بیاندیش؛ آنجا که اسلام در خطر است، حسین (ع) حج را ناتمام گذاشت. 
    عید قربان بر همه دوستان مبارک