اربعین یعنی 40موکب عشق پیمودیم و نزدیک است ثمره ی اشکهایمان نزدیک...

اهواک حسین

به هر زبان و دینی پای پیاده به سوی حسین می روند. همان هایی که سالهاست از دستانِ نامهربانِ تمدنشان، گدایی حریت می کنند! حال آنکه به ملجأ حسین علیه السلام می رسند و گریه کنان در محشرِ اربعین به قلبهای سوخته ی خود می زنند، که چرا سالهاست زیر پرچمِ ظلم نفس می کشیدند؟... کربلا، سرزمینیست که هوای نفس کشیدن دارد؛ این محشریست که آزادگیِ حقیقی را به رخ مغضوبین می کشاند و در تلاطمِ امواجِ اسارت، سفینة النجاة هر جوینده ی حقی خواهد شد!

من، جا مانده ام

اینها که مشک و علم نمی دانند چیست؟ اینها که یابن زهرا و ندبه های ما را ندیده اند! چرا از افسانه های کریستوف کلمبهای خود، از عقلهای مصلوبِ خود، از گلنبرگهای خود، از نتانیاهو، از وعده های نجات بشر، از برجهای آزادی، از هوس روز و شب خود، به ستوه آمده اند و به دنبال مامنی چون حسین می گردند؟

بیدار باشید مماشات با مستکبر براى هیچ کشورى سود به ارمغان نمى‌آورد.

(ا.ع)، قسمتی از سر مقاله

با ربط: این اربعین خیلی دلمان میخواست رنجِ پیاده روی رو بکشیم...
دلم می خواست خوابم راست نشود و برگردم حرم، 
همیشه شنیدیم "خواب زن چپه هست"!!! رسید به روضه ی کربلا، خواب جاماندن راست شد :(

....................................................................................................................................

  • فردا شب راهی مشهدم، آقا قصد دارن دلِ عطشان و جامانده ام را با نگاهی آرام کند...
  • شعر اخیرم با نام جاماندم در سایت بسیج دانشگاه امیرکبیر