دور برگردانِ اتوبانِ شهید باقری بود ،نگاه میکردم روی دیواری که داشت رنگ میخورد و از خودم میپرسیدم توی این کادر سبز رنگ چی میخوان بکشن؟! عکس کدام شهید؟    چند روز نگذشت هنوز عکس نیم کاره بود (اکثر اوقات مسیرم از اونجا رد میشود حتی همین امشب ) هیچ کس متوجه دیوار پر از رنگ نبود اگرهم بود نمیدانم در دلشان چی بود؟؟!!

گاهی حس میکنم آدما عجیب غریب شدن شاید توی دلشون یه چیزی باشه اما ، به غفلت تظاهر کنن!!

شدن مصداق " خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" که من اصلا قبول ندارم (عصبانی)

باید بگن   " خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو" این سخت هست  ولی دلنشین تره !

بعد از شهدا به همه چیز عادت کردیم متوجه نیستیم از کجا گذر میکنیم به کجا میرسیم ؟! بچه که بودم  به عکس های رنگ و رو رفته شهدا نگاه میکردم دلم میگرفت وقتی میدیدم دوباره دارن میکشن ذوق میکردم ، همیشه خدا هم عاشق اتوبان همت بودم.

اگه فرض کنیم مرز بین بهشت و جهنم یا نه ساده تر بگم مرز بین درست و نادرست رو با خون شهدا کشیدن بازم حاضریم پاهامون رو بگذاریم روی خونشون و رد بشیم؟؟!!

البته ما آدما خیلی جاها که باید چشممنون رو باز کنیم میبندیم !خیلی وقت ها باید درست عمل کنیم که نمی کنیم!

وقی از مرزعبور کردیم و سوختیم میگیم ای وای بهشتمان چه شد ؟ ! (چقدر خود خواهیم)

پریشب آقای پناهیان میگفتن که " شاید کسی که به نماز خیلی علاقه داره با زیاد نماز خوندن ایمانش زیاد نشه  یا کسی که خیلی به صدقه دادن علاقه داره همینطور !"

(خب اینا اصلا چه ربطی داره؟خودم هم نمیدانم)

شاید میخوام بگم چرا همه چیز رو به فراموشی سپردیم نقطه ضعفمان کجاست ؟ و "بعد از شهدا چه کرده ایم؟"

شهدا رفته اند تا فراموش کنیم مادرهایشان آنها را دوست داشته اند.........

 رفته اند تا در تب داراییهامان بسوزیم !

رفته اند تا ندانیم راه را چه کسی هموار کرد!

رفته اند تا بوی اسپند بدرقه ی مماتمان شود نه به دنبال جاودانگی! 

این درست است که نیم نگاهی به نام کوچه  هامون بیندازیم و یا نامش را بدانیم ولی مقصد کوچه را ندانیم !

مقصد شهدا کجا بود ؟ ما به کجا میرویم؟

اصلا من اشتباه میکنم اونها رفتن که سرخی خونشون رنگِ سر و صورت و رنگ لباسهای "بلندشان" شود ، پلاک دوستت دارم هم ارزششمند تر از پلاک خاکی شهیدان است این درسته !

شهید گفت: " حجاب سنگر تو است ، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند" و همگی آویزه گوششان کردند!

شهیدی گفت: " شهدا سرخی خونشون رو به سیاهی چادرت به امانت سپردن.پس امانت دار خوبی باش " .

شهدا رفتند تا جاده آزادی برای ما باز شود و هر کاری خواستیم بکنیم ... دروغ ،تجسس، تکبر و " حب مقام " ( چقد آقای پناهیان میگفتن بچه مثبتا حواسشون جمع باشه )

نه من قبول ندارم بعضی از ما بصیرت نداریم ما تجدد داریم ما تجمل گرا شده ایم. پز و کلاسمون عمویِ جانباز نیست (میگیم بیچاره دیوونه شده) کلاسمون داییِ دکترمونه !

 نه اینکه شهدا تجمل گرا بودن ما هم ادامه راه اونها رو میرویم ، مردم چی میگن!! زشته جلوی مردم، شهدا رفتن تا ما هرجا موندیم بگوییم مردم چی میگن؟ (متاسفانه خودم مستثنا نیستم)   به ما چه که مردم چی میگن مگه شهدا زنده نیستن؟ مگه اونها جزو مردم نیست؟

آیه 154 بقره (وَ لاتَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لاتَشْعُرُونَ و به آنها که در راه خدا کشته مى شوند، مرده مگوئید! بلکه آنان زنده اند، ولى شمانمى فهمید!)

آقایی ریش داره خانوم هم چادری هست میگن : آخی اینا تازه از شهرستان اومدن!

بدتر از همه اینجاست بعضیا رو میکنن به شهدا و میگن شماها هم اشتباه کردین رفتین اگه نمیرفتین هم وضعمون از این بهتر بود ( آره یادشون رفته نعمتهای فراوون رو خب حقم داریم برای نسل ما کی از صف نفت و میوه فصل گفته!)

یاد امام حسین (ع) می افتم که عده ای از روی جهل میگفتن : ای امام به کوفه نروید !

ما بعد از شهدا مرز بین حقیقت و دروغ را لگد مال کرده ایم.

( آزاد اندیش 24/1/91)

...................................................................................................................................

  • پدرم  گویی تو از پدر عالم محبتی به ارث برده ای..
  • پدرم گرچه امام از کنارتان رفت اما رهـــــــــــبری به وسعت آسمان به ما هدیه کرد..
  • پدرم دست های تو چون آب جاریست و قلبت چون نور روشن...
  • میلاد پــــــــــدر یتیمان عـــــــــــالم امیـــرالمومنیـــــــــن علـــــی (ع) مبارک...