خیلی از نماینده ها شب و روز ندارن

و امشب شام آخر اونهاست

که دغدغه ای ندارن

 از فردا میرن زیر دِین یک ملت

چه جوری سر روی بالش بذارن؟!!؟

سخته که فکر این رو بکنن که آیا میتونن با عدالت با مردم برخورد کنن؟!

میتونن کار مراجعه کننده های عامی رو راه بندازن؟

میتونن حرف مردم رو انتقال بدن؟!

 

با خودش میگفت:

این فقط یک تکلیف اجتماعی و علاقه مندی به خدمت به این آب و خاک و مردم عزیزمِ

انقد ذهنم مشغول بندگان خداست

اصلا حقوق مجلس برام مهم نیست خدایا راس میگم

میدمش به یتیم ها

نه اصلا قبول نمیکنم

وام چیه بابا ؟!؟ همش میگن میرن وام کلون میگیرن!

من که دستم به دهنم میرسه اینا رو نمیخوام فقط میخوام خدمتگذاری کنم.

میتونم جلوی اختلاس رو بگیرم؟ نه این از دست من بر نمیاد!

خب اشتغال جوونا رو اول کارم بذارم یا مسکن؟!

من چقد به مردم بدهکار میشم به هرکی بهم رای داده

فردا چی میشه؟

اصلا برام مهم نیست خدا کنه اونی که لایقه رای بیاره!

من وعده نمی دهم ، من فریبکاری نمیکنم ،

 من دروغ نمی گویم ، من مردم را دوست دارم .

من میتونم برای تورم کاری بکنم؟

فرهنگسازی خانواده هم برام مهمه

دیگه چی؟!

آهان

"صد گفته چون نیم کردار نیست"

ارتقا سطح علمی کیفی

برای تحریم هم یه کاری میکنم

شایدم برای بیداری اسلامی!!!!

من باید صدای مردم باشم همین والسلام

خدا رو شکر که تبلیغ زیاد نکردم همش (مردمی) بوده!! فقط کف دانشگاه تهران ....

ای بابا من که بهشون گفتم رو زمین نندازن بچسبونن پشتشون

"پشت این پنجره خانه ما، راه بازی است به فردای پر ازعشق و امید"

"گره گشودنی است، تدبیر باید"

در خواب:

باز کن پنجره را ، تا نفسی تازه کنیم

3323 تا

اول ،اول من اول شدم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توهمات یک نامزد انتخاباتی در خیال من قبل از رای گیری