صدای نقاره ها می رسد به گوش:

سپیده دمی که منتظر طلوع بودیم.چه هیاهوی زیبایی در میان صبحدم و ملائک بود!

اما هیچ کجای حریمت به قامت آن ستون استوار نمی رسد،که جایگاه همیشگی من است.

می آیم،می ایستم و دست بر قلبم میگذارم و مبهوت تو می شوم مبهوت..............

هر بار آمده ام این ستون ایستاده بود و هیچ گاه از پا نیفتاد، با آنکه شنید اشک های زوارت را،

چه حریمی!

گوش میکنم همهمه ای را که در آن ستایش موج می زند و گاه صدای نسیمی که در گوش شیشه های کوچک  لوسترنجوا میکرد.

این ستون عجیب است!

اما حضور شما ای غریب،ای شاه طوس، لحظه ای چند آرام می گیرم آنجا هوا سنگین است،بوی غربت می دهد ، بوی هزاران نفس،بوی التماس،بوی شفا، به خدا زیباست! رنگ ها زیباست ! تقدیس ها خواستن ها .

همه اش به یمن وجود توست ای زیباترین نگین مشهد!

عجیب نیست؟!! گاه کبوتری دور ضریح تو می گردد و عاشقانه پر می کشد.و یا گنجشککان و یا خلائقی را که نمیبینم!

این ستون ایستاده،تا بار گناهم را پشتش بگذارم و تو را نظاره کنم، تماشای تو تمامی ندارد!

هر کسی از تو وصفی دارد، اما اندیشه من نتوانست تو را توصیف کند.

آمده بودم از دلم بگویم از رنگ های خسته ی این دنیا،از قلبهایی که گره دارند و مرا واسط کرده اند!

اما مبهوت توام،مبهوت و حیران، گاه سرشک اشک بر پهن دشت صورتم می غلطد ، در جوار تو نمی توانم لب از لب بگشایم.

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (ع)

هر از گاهی زیارت نامه می خوانم و هر از گاه چشم به ضریح تو می دوزم،

این ستون نجوایمان را شنید و از پا نیفتاد و شما ای محبوب قلب ها بی دلیل می بخشی.

نمی دانم در آن حزن لحظه های نجوا چه شوقیست ؟! نمیدانم!

خوش به حال آنها که بال های احساسشان پروازشان می دهد.....

السلام علیک یا معین الضعفا

السلطان یا اباالحسن
...............................................................................

امام رضا (سلام الله علیه) :

 

ما زارَنی أحَدٌ مِن أولِیائی عارِفاً بِحَقّی إلّا شُفِّعتُ فیهِ یَومَ القِیامَةِ.

 

هیچ یک از دوستانم مرا با شناختِ حقّم زیارت نمىکند مگر این که در روز قیامت شفاعتم از او پذیرفته مى‏شود.

وسائل الشیعة - ج 10 - ص 434. میزان الحکمة : ج5- ص125- ح8175