بی‌تماشای تو این شب‌ها تماشا می‌شود

غم میانِ سینه‌ام هر لحظه پیدا می‌شود

 

از تبارِ قدس اما، رنج و درد و خون و آه

با چه احساسی شکستن‌ها تماشا می‌شود؟

 

جان میان آتش و تن‌ها به زیرِ انکسار

پشت این تصویرها تشویش معنا می‌شود

 

غزه هر شب خون و جنگ است، و عرب

در میانِ خواب ناز، و زخمِ دل‌ها می‌شود

 

سازمانی که حقوقش را بشر نامیده‌اند

در تنِ اجسادِ غزه، تیرِ رسوا می‌شود

 

زیرِ بمب باران، می‌لرزد هزاران قلبِ شیر

آن طرف با زوزه گرگان تماشا می‌شود

 

مردمِ غزه در این شب‌ها چه «قدر»ی داشتند!

گاه آنجا، با زبانِ روزه احیا می‌شود!

 

جای قرآن بر سرش یک آیه کودک می‌گذاشت

ذکرِ این آیه «ربنا تقبل» هم مهیا می‌شود

 

آیه آیه  سوختند و باز هم

در میانِ قومِ اسرائیل حاشا می‌شود

 

ای بشر تا کی تماشا می‌کنی؟

یا تو نسیان می‌کنی، یا درد ادنی می‌شود

 

می‌رسد یک وعده شیرینِ افطار، «غزه» ام

چون میانِ ندبه‌ها مردی تمنا می‌شود...

ا.ع   

1393/4/27   

بیستمین سحر ماه رمضان   

در: فارس ، ازنا ، حرف تو ، نشریه افسران ، عمارنامه