خواب ظریف !

چند سالی بیش نیست که فهمیده ایم چقدر مهم است . قبل از ما ابرقدرت های جهانخوار به قدرت این ابزار پی بردند و تا توانسته اند از رسانه برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده اند .

رسانه های مختلف آمریکایی مثل CNN یا رسانه های انگلیسی مثل BBC مدتهاست که عنان افکار عمومی اغلب مردم غرب را در دست گرفته اند . تقریبا همه جنبه های زندگی مردم از سیاست گرفته تا مذهب و فرهنگ تحت تاثیر القای رسانه ای است و این رسانه نیز تحت کنترل سیستمهای امنیتی و دولتهاست .

در غرب سیستمهای امنیتی رسانه ها را کنترل می کنند و اجازه هیچ نقد ساختاری را نمی دهند و کوچکترین انتقادی را با فشار رسانه ای و امنیتی خفه می کنند که نمونه اش افسانه معروف هولوکاست است.

وجه بارز و تا حدودی مشترک تبلیغات غربی ، القای خواست‌های سیاسی (بدون در نظر گرفتن درستی و نادرستی) است
برای نمونه ایالات متحده پیش از جنگ عراق (2003) تبلیغات گسترده¬ای، برای در اختیار داشتن سلاح‌های شیمیایی توسط رژیم صدام و معرفی کردن آن به عنوان تهدید بالقوه برای جهان، به راه انداخت؛ اما پس از عدم یافتن سلاح‌های شیمیایی مورد نظر، تبلیغات به سمت‌و‌سوی دیگری سوق یافت.

آنچه که وظیفه‌ی تبلیغات است، «انحراف افکار عمومی از واقعیت و جهت‌دهی دیگر به آن» است.

و اما این روزها می بینیم که تیم های رسانه ای حامی شعار رویه ای شبیه غرب در پیش گرفته است
بازتاب در خبرگزاریها و سایتهای حامی و دو نمونه از این زمینه های فعالیت است .
پس از اعلام توافق ، هردوطرف مذاکره کننده شروع به بیان تفسیرهای خود از آن کردند . دولتمردان آمریکا نظرات و تفاسیر خود را با توجه به انتظارات جامعه صهیونیستی و آنچه لازمه خوی کدخدامنشانه است بیان داشتند .
اما باتوجه به اشکالات اساسی که در مورد این توافق بیان کردیم رفتار رییس جمهور و رسانه های دولت جای سوال جدی دارد . (رجوع شود به این لینک : www.afsaran.ir/link/  )
• رییس جمهور بلافاصله نامه تبریک برای رهبر انقلاب می نویسد و ، این توافق را موفقیت بزرگ در ظل حمایت ها و توجهات رهبری معرفی می کند و البته پاسخی درخور نیز دریافت می کند.
• گرفتن پیروزی و القای عمل به وعده ، قبل از پایان 100 روز نیز کاری جالب توجه و نشان دار بود .
• گزارش آقای ظریف به نمایندگان مجلس که دستاورد تیم دیپلماتیک را توجیه و تفسیر غیرواقعی می کند .
• نمایش گزارش صد روزه رییس جمهور در رسانه ملی نیز یک تلاش عوام فریبانه برای برای تخریب چهره دولت پیشین و نسبت دادن موفقیت ها به دولت خود بود ، با اینکه هنوز عمر چندانی از این دولت نگذشته است!

این اتفاقات سوالات گوناگونی را به ذهن متبادر می کند که فکر می کنم به عنوان فردی از ملت حق دارم آنها را بپرسم :
1- چرا آقای روحانی در اقدامی شتابزده نامه ای به رهبری می نویسد و این توافق را موفقیتی بزرگ قلمداد می کند ؟ آیا این نامه غیر کارکرد رسانه ای سود دیگری داشت؟ و آیا توانست انتقادات وارد به متن توافق را پنهان سازد؟
آیا این همان همان مصداق واقعی رنگ کردن گنجشک و فروختن به جای قناری ! نیست؟
2- چرا در کلیپ کپی برداری شده از کلیپ تبلیغاتی اوباما که برای جشن صد روزگی دولت ساخته میشود ، فراموش میشود و رییس جمهور نماد اسلامی از نوع میشود ؟ تا جایی که برخی رسانه های امریکایی آن را نشانه تغییر در نظام تصور می کنند !
3- چرا زمانی که وزیر اقتصاد پیشین در برنامه پایش صحبت کرد ، صداوسیما را به شدت تحت فشار قرار دادند که حق پخش چنین برنامه هایی را ندارد؟ آیا می خواستید ادعای پرطمطراق توسط مردم محک نخورَد؟
آیا نتیجه همین فشارها نبود که در گزارش زنده رییس جمهور به مردم از مجریانی - به معنای واقعی کلمه - چاپلوس استفاده شد که جز تعریف و تمجید فعالیت قابل توجهی از آنان دیده نشد؟
4- آیا نتیجه همین فشارها نبود که در گزارش زنده رییس جمهور به مردم از مجریانی - به معنای واقعی کلمه- استفاده شد که جز تعریف و تمجید فعالیت قابل توجهی از آنان دیده نشد؟
5- چرا دولت در گزارش صد روزه خود خواند و گزارشی از عملکرد کاری نداد؟
بی.بی.سی پس از این گزارش اعلام کرد: آنچه روحانی از شرایط اقتصادی کشور ترسیم کرد نشان می دهد حل مناقشه هسته ای و لغو تحریم ها یک ضرورت است نه یک انتخاب.
آیا تلاش های دولت هماهنگ با خواسته های نامشروع غرب نیست؟
6- چرا به جای ارائه بسته جامع اقتصادی وعده داده شده برای حل مشکلات مردم ، منشور حقوق شهروندی همزمان با گزارش صد روزه منتشر میشود ؟
با وجود اینکه به حقوق شهروندی ، بطور کامل در فصل سوم پرداخته شده است و همچنین مواد 100 و 211 قوانین برنامه چهارم و پنجم توسعه به تدوین و احقاق حقوق شهروندی اشاره داشته اند و قوانین عادی عادی جمهوری اسلامی مانند ماده واحده «قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی» مصوب 15 اردیبهشت 1383 به آن پرداخته اند ، تدوین چنین منشوری غیر از دنبال کردن اغراض سیاسی چه هدف دیگری می تواند داشته باشد؟
7- اشکالاتی داشت اما آیا اینطور که آقای رییس جمهور گفتند باعث ایجاد بیشترین درصد از تورم بوده و آیا استفاده از عبارت توهین آمیز گرفتن پول از جیب مردم فقیر و ساختن مسکن بی انصافی نبود؟
8- چرا موفقیت هایی که اکنون بدست امده اما ریشه در دولت های قبل دارد را خود نسبت می دهند ؟ آیا موفقیت در میادین ورزشی متعلق به این دولت نوپاست؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟
9- این حرف شما را باور کنیم که سایه سیاست را از برخی وزارتخانه ها برداشته اید یا عملکردتان را که به خاطر اغراض سیاسی برای چند وزارتخانه مجبور به معرفی 4-3 وزیر به مجلس شدید؟
10- آیا دولت های پیشین کار مثبتی نداشتند ؟
11- اینهمه برای چیست؟ آیا برای این نیست که فقط خود دولت در مقام انتقاد باشد و تمام مشکلاتی که از کم کاری هدفدار خودش بوجود می اید بر گردن دیگران بیندازد؟
12- چرا پس از گذشت مدت کوتاهی از عمر دولت و قبل از مذاکرات ژنو به دستور وزارت خارجه توسط وزارت ارشاد تعطیل میشود ؟ آیا این جشنواره مخل کارکردهای دولت بوده است؟
13- چرا دولت از هرنوع به دیپلماسی غرب گرایانه خود به شدت وحشت دارد و آن را همردیف مخالفتهای اسراییل می داند؟ درحالیکه توصیه رهبری همیشه این بوده است که دولت نقدهای تند را نیز بپذیرد .
14- چرا در کنفرانسهای خبری رییس جمهور و وزرا سوالهای خبرنگاران گزینش میشود؟
15- چرا مرتب رسانه ها را تحت فشار میگذارند تا مقالات منتقدین را از روی سایتها و خبرگزاری هایشان بردارند؟
16- آیا کارکرد امنیتی ترین دولت جمهوری اسلامی این است که منتقدین خود را به شدت تحت فشار بگذارد؟
17- چرا رسانه های دولت باید پدر یک دانشمند شهید را به خاطر سوالی از سر درد مورد هجمه توهین امیز خود قرار دهند؟ آیا از بین بردن زحمات دانشمندان شهید کافی نبود ؟
18- آیا کدخدایِ خونخوارِ مستکبر خیلی محترم تر از منتقدین داخلی شماست که و عطوفتتان ویژه اوست؟!
19- آیا تمام اینها که عرض شد همان شیوه رسانه ای غرب در ی خواسته خود به جای خواسته های واقعی مردم و خفه کردن منتقدین خود نیست؟
20- آیا دولت پاسخی برای این سوالها دارد؟

یادمان نرفته است که از آغاز تبلیغات انتخاباتی آقای روحانی و حامیانش مشکلات اقتصادی کشور را به مذاکرات 5+1 گره زدند و حامیان این طیف از جمله آقای هاشمی دائم بر طبل با آمریکا نواختند تا به مردم القا کنند مشکل بزرگ ما عدم مذاکره و عدم توافق با آمریکاست .
بعد از پیروزی در انتخابات ، بزرگترین شادی انان صحبت تلفنی آقای و و همچنین بوده است . برای این طیف مهم نیست که بر سر چه توافق شده ، مهم این است که کلمه ای به نام بوجودآمده است.... و سوال از عملکرد رسانه ها در ماجرای گفتگوی تلفنی همچنان پابرجاست!
و اینچنین قضایا را نماد طلوع سپیده مان خوشبختی برای ملت و دلیلی بر ناجی بودن خود می نمایانند و هرچه سیاهی و افسردگی و چالش اقتصادی و ناامیدی است از چشم دولت یا دولتهای پیشین معرفی می کنند !!

نیمی از ملت را که به آنان رای نداده اند افراطی و خشونت طلب معرفی می کنند . رفع حصر از فتنه گران را مطالبه عمومی ملت!! قلمداد می کنند و آنچه خود می خواهند در کاسه مردم می گذارند و می گویند شما همین را می خواهید !!

این نوع عملکرد رسانه ای ،نشان میدهد که همان روش آمریکایی – انکلیسی و به دور از و همراه با آب و تاب فراوان و البته نشانه گذاری های نسبتا دقیق در پیش گرفته شده است .
القای خواسته خود به مردم نه نمایش حقیقت !
ظاهرا تجربه سالهای حضور در کشورهای غربی بویژه انگلیس آنان را چنین کارکشته در امر رسانه کرده است !

قرار بود دولت یازدهم ، دولت راستگویان باشد ..
آیا چهره دولت چندماهه چنین می نماید؟ ؟!
آیا می توان با الفاظ زیبا و استفاده ابزاری از قدرت رسانه حقیقت را برای همیشه پنهان کرد و وارونه نشان داد؟
آیا زورگویان جهان که پایه گذاران شیوه فریب افکار عمومی بودند توانسته اند خورشید حقیقت را خاموش کنند؟
آیا تجربه گذشته غرب در فریب افکار عمومی تجربه قابل اتکایی است که به آن متوسل شویم؟
آیا اسلام ناب و راستین قائل به چنین شیوه هایی هست ؟
ما اموخته ایم که صداقت و راستگویی باقی ماندن بر است چرا که دروغ کلید همه بدی هاست.

والعاقبه للمتقین..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت :
منشور حقوق شهروندی : www.president.ir/att 
صوت پدر شهید احمدی روشن : s2.picofile.com/file 
برگرفته از وبلاگ : raheroshan313.blogfa 
گزارش BBC از کلیپ کپی برداری شده نوسفر : www.snn.ir/NSite/Ful 
تاثیر رسانه های غرب بر افکار عمومی جهان :
vista.ir/article/211
به قلم باران