بعد از عملیات، با پیروزی که بر می گشتیم رسیدم به بچه های گردانِ خودمون، گروهانِ شهید مجید شهریاری؛ گفتم بچه ها ما پیروز شدیم. الله اکبر الله اکبر! همدیگه رو گرفتیم و از خوشحالی سه چهار تا شعار دادیم! آخه من از بچه ها جدا افتاده بودم، با بچه های صفِ بغلی رفتم عملیات.

دوکوهه اسفند 91

عکاس خودم(ا.ع) دوکوهه اسفند 91

عکس بزرگتر

همینطور که سر و صدا می کردیم یکی از خادمین با جدیت گفت: برین توی صف خودتون! :(

وقتی برگشتیم مسئول تدارکات خوابید، شام اون شب ساعت 1.5 رسید به دستمون، هر کی شلوغ می کرد می گفتم: بچه ها رفتیم عملیات تا یاد بگیریم گشنگی و تشنگی رو ای بابا... بچه ها می خندیدن و می گفتن: نه مثله اینکه امشب باید سر گشنه زمین بذاریم وشروع می کردن از فلسفه شام نخوردن و لعنت شدن توسط یکی از اعضای بدن می گفتن...

...................................................................................................................................................

  • لا اله الا الله الحلیم الکریم لا اله الا الله العلى العظیم سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضین السبع و ما فیهن و ما بینهن و ما تحتهن و رب العرش العظیم والحمد لله رب العالمین اللهم اغفر لنا و ارحمنا و عافنا واعف عنا فى الدنیا و الاخرة انک على کل شى ء قدیر:
    (نیست معبودى سزاوار پرستش ، مگر خداوند یکتا، که بردبار و بخشنده است . نیست معبودى سزاوار پرستش ، مگر خدایى که یکتا و بزرگ است . پاک و منزه است پروردگار آسمانها و زمینهاى هفتگانه و آنچه در برون و درون آنها است . و خدایى که محیط است بر سراسر آفرینش . و همه ستایشها و نیایشها سزاوار خدایى است که پروردگار جهانیان است . بار خدایا مرا بیامرز و بر ما رحم فرما و ما را از همه بدیها و کجرویها و گزندها محفوظ بدار و در این دنیاى زودگذر و آن دنیاى پاینده از گناهان ما درگذر. بدرستى که تو بر همه چیز توانایى)
  • اگر آخرین پست سالم بود، التماس دعای فرج هنگام تحویل سال و التماس دعا... همگی سال خوبی داشته باشید