مسیر راه کاملا به تفریح و سرود گذشت!

پدرم تماس گرفت و گفت: دخترم التماس دعا

گفتم: اگر دعایی آمد، چشم! فعلا که در حال خنده و سرودخوانی هستیم...

بابام گفت: خیلی هم عالی! جبهه هم همین بوده مسیر راه به شوق و سرور طی می شده، کم و بیش لحظات ناب هم داشتن.

راهیان نور 91

عکاس خودم (ا.ع) راهیان نور اسفند 91 

عکس بزرگتر

تو دلم گفتم: دریغ از یک لحظه معنویت!

انقدری سر و صدای بچه ها بود که نشنوم پدرم چی می گن...

گفتم: باشه دعاتون می کنم، خداحافظ.

...............................................................................................................................................

  • خاطرات سفرم(راهیان نور امسال) زیاد هست، امیدوارم دوست داشته باشید تا بنده ادامه اش رو بگذارم.