معجرت سوخت ولی...

در ابعاد بزرگ

خواستم بگویم ربطی به امشب ندارد،

یادم افتاد قدمهایمان که سست می شد،

یاد حضرت زینب(س) و کودکان کربلا می افتادیم

و دوبـاره با عــشــق قدم برمیداشتیم! آخـر قرار بود

سختی را به زیبایی احساس کنیم، هرچه سخت تر زیباتر...

عکاس: خودم 
مکان: ارتفاعات سبلان تیر ماه 91

............................................................................................................................................

  • گویی قلب مرا به پاهایشان بسته اند و می روند! هر گام پیشتر می روند... دلتنگ تر میشوم...کربلا...کربلا...کربلا، حسین(ع)
  • باز هم عالمی از میانمان پرکشید، پرواز ملکوتی عالم گرانقدر حاج آقا مجتبی تهرانی بر همه دوستان تسلیت. إِنَّ الْأَبْرَ‌ارَ‌ لَفِی نَعِیمٍ...