به این فکر می کردم که اسمت آزاد اندیش باشد و مطالبت تقریبا ربطی به آن نداشته باشد آیا؟! چند وقت پیش از همان روز که در زیر جریانش رو میگم غصه ای مثل بغض تو گلوم گیر کرد، گفتم "دلم گرفته" هرکسی به زعم خودش برایم نسخه ای رو پیچید! نفهمید درد من این است بالام جان.

دقیق یادم نیست اما فکر می کنم هفدهم محرم رفته بودم دانشگاه، از ظهرش می گویم که طبق معمول نهار یکی از دوستان(میم) گفت "برویم سلف"، رفتیم و در سلف یکی از دوستان(نون) رو دیدم؛ که خیلی وقت بود ندیده بودمش. قبلا با او خیلی صحبتی نداشتم.

دوستم میم به نون گفت "بالاخره نامزد کردی؟"

- نون جواب داد: نه هنوز

دوباره میم گفت: خب چرا؟ اسمش رو چی، اسمش رو عوض کردی؟

- نون : بهش می گم سامیار

دوباره پرسید: خب پس کی عقد می کنید؟

شرط دوست داشتن

- گفت: خودمم نمی دونم سه سالی هست که نمی شود، الان هم که برای طرحش رفته فلان جا

سکوت رو شکستم گفتم: اسمش چی بود مگه قبلا؟

-  عبد السّلام

قشنگه که!

-  خودمم همین رو میگم ولی بقیه نه.

خب چرا هنوز عقد نکردین؟

-  گفت خیلی مشکلات داریم

من هم متعجب نگاهش می کردم و گفتم چی مثلا؟

-  خیلی...(یه کم مِن مِن کرد) بعد گفت آخه خانواده مخالفن.

(همینجوری تعجبم بیشتر می شد که علامت سوال روی سرم رو دید)

-  آخه مورد سُنی هست!

(از درون آب سردی ریختن روی سرم تازه اول قصه(غصه) بود!)

خلاصه حرفها...

گفتم: تا حالا نتونستی متقاعدش کنی که شیعه بشه؟

-  نون در جوابم خیلی محکم گفت: نه! پشت بندش گفت" به نظر من شیعه هیچ برتری نسبت به سنی ندارد!"

(سرم سوت کشید و از وجناتم پیدا بود؛ تو دلم آه کشیدم. ای دل غافل یه خانوم چادری چه می گوید؟!)

خیلی آروم گفتم: چرا عزیزم دارد.

-  ادامه داد: من خیلی در این مورد تحقیق کردم ولی اونها خیلی از کارها و رفتارشون بهتر از ماست! نمازشون، اعمالشون، حتی قبول داشتن ائمه(ع) خیلی هم به ائمه احترام می گذارن!

گفتم نمازی که ولایت رو قبول نداشته باشی، قبول نیست!

هر دو عجله داشتیم و اون گفت: مدرک مستدل نشونم بده برای این حرفت. زمان پیامبر که ولایت علی(ع) نبود!

من گفتم: ولایت پیامبر که بر مردم بود...

(سکوت کرد) بعد دوستم میم گفت: حالا ول کنید این بحثها رو و بعد دو دقیقه رفتند.

شیعه راهی به خداست.

انقدر گیج شده بودم که نفهمیدم چی خوردم! جواب هم در گلوم غده شد. همه وسایلم روی میز بود برگشتم و با دوستم میم رفتیم بیرون ولی مگه میشد درس بخوانی؟

قصه این است که همینطور فکر می کردم چرا جواب درست حسابی ندادم؟ وجدان: " تو الان مسئولی... نگو امتحان داری! پس کی میخواهی از علی(ع) دفاع کنی؟ به به همین بودی و ما خبر نداشتیم؟ و..."

راستی این همه گفتم برای اینکه بدانم علت برتری شیعه بر سنی چیست؟ آیا شیعه بر سنی برتری دارد؟

از تمام اندیشه های آزادانه شما استقبال می کنیم، لطفا با دلیل و مستند جواب دهید.

***************

مـا که می خنـــدیم و روی ِ لب تبسم کرده ایم
خونِ دل خوردیم و در خود باده در خُم کرده ایم
ماجـــــــرای ِ  ما فقط مختـــــصّ ِ  این ایام نیست
از  همـــــــان روز  ازل کفر  تنعّـــــــم  کرده ایم
اشتـــباه ِ تلخ   ما را هیچ کــــــس با خود نکرد
عشـــق را تعویض با یک مشت گندم کرده ایم
دل که تنهــــــا یادگار ِ روزهــــــــای ِ وصــــــل بود
در دو روز ِ پســــــت ِ دنیا وقـــف ِ مردم کرده ایم
ما که خود مشغول ِ وعـــــــظ و آمـران  توبه ایم
توبه ی ِ آخــــــــــر برای ِ بار ِ  چنـــدم کرده ایم ؟
آب با  این کـه فـــــراوان بوده پیـــــــرامون ِ مـــا
با هزاران حیـــــــــله ی ِ شرعی تیمـم کرده ایم
در زمین سوی کدامین بت عبـادت مـی کنیم ؟
ای موذن ! صبــر کن ما قبله را گم کرده ایم ...
 

 

...............................................................................................................................................