عجیب نبود که این جمعه از بعد از ظهر حس نوستالژیک (تهاجم فرهنگی را ببین!) نداشتیم و شاد و خرم، مثل آهو می پریدیم از سر کوی، شاید چون شب مبارک میلاد امام حسن علیه السلام بود ولی بیشتر در پوست نمی گنجیدیم!

نه از فتح خرمشهری خبر بود، و نه هنوز وزنه ای بالا سر "رستمی" رفته بود! همینطوری الکی خوشحال بودیم و سر به سر اهالی مملکت خانه می گذاشتیم، در ضمن در این مملکت نه از گرانی و ارزانی "مرغ" خبری بود نه از محاصره "حلب".

بگذریم، گفتیم شما هم مهمان خنده و شادی در این روز عزیز باشید پس به خاطره آقای قرائتی گوش بسپارید:

یک روز در منزل دیدم خانم دستگیره هاى زیادى دوخته که با آن ظرف هاى داغ غذا را بر مى دارند که دستشان نسوزد، آنها را برداشته و به جلسه درس براى جایزه آوردم . وقتى خواستم جایزه بدهم به طرف گفتم:

 یکى از این سه مورد جایزه را انتخاب کن:
1- یک دوره تفسیر المیزان که 20 جلد است و چندین هزار تومان قیمت دارد.
2- مقدارى پول.
3- چیزى که به آتش و گرماى دنیا نسوزى .
گفت : مورد سوّم.

من هم دستگیره ها را بیرون آورده به او دادم . همه خندیدند!

خب لطفا پول خنده هاتون را که نوعی درمان محسوب می شود به حساب بریزید، بالاخره باید به هر روشی پولدار شد دیگر، بهتر از شرکتهای هرمی و مثلثی و ذوزنقه ای و ... است، نقد همین امروز 5 صلوات بریزین به حساب کریم اهل بیت (ع). فقط یادتون باشد که امام حسن (ع) با سخاوت می بخشیدن (فدایشان شوم) نقل های فراوانی هست که سائلی به امام مراجعه کردن و طلب درهم و دینار و امام هرچه داشتند از پشت در خانه به سائل دادن،خجالت کشیدی؟ بیشتر صلوات بفرست.

...................................................................................................................................................

  • گفتم: امشب میلادِ کریم اهل بیت هست و حضرت کریــــــــــــمانه می بخشیدن و قصه سائل، پس عیدی کریمانه لطفا! ولی فقط خندیدن خنثی
  • امام حسن‏ علیه السلام فرمود: بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت ‏فاصله است، آنچه با چشم ببینى حق است و چه بسا که باطل‏ زیادى را با گوش بشنوى.
  • ان شاءالله تغیراتی در شعر اعمال میشه ممنون بابت راهنمایی ها