درباره نویسنده
مهربان( رزمنده)
در اندیشه رسیدن به کمالم و عاشق خدای زیبایی ها، نباید لحظه ای تردید کرد. باید بدانیم زندگی چون رود جاریست و آنچه از سختی میبینیم سنگ فرش کف آنست پس ادامه دهید .............................................................. من نماز عشق بر نامت نخوانده ام که سر از زلف نگاهت بر دارم ! من معتکف نامت نبوده ام که تقدس شریعتت حامی جانم شود ! من از زمزم نام تو جز جرعه ای نام ننوشیده ام ! من نمیدانم کی به سوگ غربتت بنشینم ؟!که حتی غربتت در کنج عزلت است! تو هادی چشم های من باش که تو را ندیده است . یا هادی ، اهدنا الصراط الحب
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • مهربان( رزمنده)
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • یا هادی ، اهدنا الصراط الحب
  • پناهیان:گفتمان «امام هادی(ع)» ; ، قلب گفتمان غرب را هدف گرفته اس
  • شما به قاتل این مرتد کثیف چه می دهید؟
  • شعر بدون ویرایش رای من+ جشنواره ;ترین های; انتخابات مجلس
  • دیکته اول دبستانم
  • چگونه داوود موسی بیتکوک مسلمان شد؟
  • شهید مطهری: تقوای سیاسی رمز موفقیت در انتخابات
  • نقطه را هر کجا بگذاریم نقطه است،من نیز نقطه ام!
  • سخنرانی ساده
  • انتظار
  • ظاهرا مسالمت آمیز ولی موزیانه!!
  • به یاد کودکی
  • مروری بر آثار شهید آوینی
  • سخنان اندوهبار علی(ع) به هنگام دفن فاطمه(س)؛
  • شکایت مظلومیت مردم بحرین به صدیقه اطهر سلام الله علیها
  • هزار خط ننوشته
  • حیای ستایش شده و نکوهیده
  • گفته ای تولید ملی، گفته هایت روی چشم!
  • بوی بهار می آید بوی جوانه های حیات
  • ( تمام شد جنگ ،برای من یک نشانه نبود؟)
  • دست های خالی
  • ای مسافر کوچک چه شده؟
  • اینجا پستی متفاوت!
  • علی مطهری در حمله به جبهه پایداری از چه کسانی تقلید کرد؟
  • ..:: از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید ::..
  • حجاب
  • بازنده
  • تحقیر
  • شام آخر
  • رای میدهم
کلمات کلیدی مطالب
  • آیه (٩)
  • بیداری (٤)
  • عشق (٤)
  • لیست کاندیدای مجلس (٤)
  • امام هادی (۳)
  • انقلاب (٢)
  • علی مطهری (٢)
  • ایران (٢)
  • خدا (٢)
  • معجـزه (٢)
  • منافق (٢)
  • حجاب (٢)
  • مذاکره (۱)
  • ساواک (۱)
  • شهید بهشتی (۱)
  • یتیم (۱)
  • شهدا (۱)
  • بحرین (۱)
  • بیت المال (۱)
  • صدا وسیما (۱)
  • حیات (۱)
  • تحریم (۱)
  • تورم (۱)
  • لبنان (۱)
  • انتخابات (۱)
  • شاهین نجفی (۱)
  • جنگ نرم (۱)
  • مسالمت آمیز (۱)
  • صهیونیستها (۱)
  • قطیف (۱)
  • امام علی النقی (۱)
  • سایبری (۱)
  • تولید ملی (۱)
  • مسافر کوچک (۱)
  • جانبازان اعصاب و روان (۱)
  • جبهه پایداری (۱)
  • 99% (۱)
  • سیاسی (۱)
  • نماینده مجلس (۱)
  • فراماسونری (۱)
  • جانباز شیمیایی (۱)
  • مرتد (۱)
  • بیشه بوهم (۱)
  • آثار شهید آوینی (۱)
  • گنجینه آسمانی (۱)
  • حمایت از کار ایرانی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
دوستان من
  • عفاف و حجاب ارزش والای زن مسلمان ایرانی
  • کجایی سبزترین بابای دنیا؟
  • دویدن در پی آواز حقیقت
  • پله پله تا ملاقات با خدا
  • دختران مبارز سایبری
  • نه شرقی نه غربی
  • لبیک یا خامنه ای
  • یک جرعه انتظار
  • +بال های پرواز+
  • شوق شهادت
  • رها باید شد
  • ولایت اعلا
  • زاویه ای نو
  • زیر ذره بین
  • یک طلبه
  • قطعه 26
  • السابقون
  • بیداری
  • نه اینم
  • شکرانه
  • کاوش
  • خودم
  • جواد
  • قسیم
  • مرصاد
  • دوکوهه
  • فانوس
  • نگاه نو
  • شور آباد
  • عمارنامه
  • بهای وصل
  • جلبک ستیز
  • نشریه ریان
  • Anti zionism
  • بهشت ایران
  • کوکتل مولوتف
  • چند پله تا خدا ؟
  • پشت هیچستان
  • از ولایت تا شهادت
  • ما استواریم-با شهادت
  • خداوند دوست داشتنی
  • استشهادیون رسانه ای
  • گروه یاوران جنبش مصاف
  • وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



آزاد اندیش*جانم فدای امام علی النقی (ع)*
باید نوشت
یا هادی ، اهدنا الصراط الحب
نویسنده: مهربان( رزمنده) - ۱۳٩۱/٢/٢٩

 غریبه ترین امام دل من شما هستین !

 به هر معصوم مینگرم با او انسی، هرچند کوتاه دارم .

اما شما آقای من غریبه ترین ستاره ای !

1.امام علی (ع) را از کودکی میشناسم آنجا که دست بر زمین گذاشتم و گفتند بلند شو یا علی(ع).

2.امام حسن(ع) را به غریب مدینه میشناسم و حسرت زیارت تربتش همیشه بر نگاهم چنگ میزند.

3.من صدای محرم را در محرمی که متولد شدم شنیدم صدای شش ماهه صدای العطش صدای شمشیرهای

بی غیرت وصدای نفسهای پرهیبت ، پیش از آنکه نغمه اذان بر گوشهایم طنین افکند.

4.چندی نگذشت که عشق فرزندش چون سجده بر خاک بر قلبم فرود آمد و سجاد(ع) را به واسطه

 حب الحسین (ع) بیشتر شناختم.

5.و آن کودکی که در میان غربت کربلا در میدان بلا میدوید و او هم شاهد عشق بودو من هنوز نمیدانم

کودکان کربلا هم ما رایت الا جمیلا می دیدند؟(قصور از من است)

 ای امام عزیزم یا باقر(ع) قلوبمان را به محبت وجودتان بشکاف

6.گاهی که در مکتب محبینت قدم می گذاریم به یاد استادی حضرت معصوم می افتیم آنجا که هزاران فرد با هزاران

تفکر به گرد خورشید حلقه زده اند و چه بسیار فرشتگانی که بودند و صدای بالشان تسبیح میگفت ،

 آنهمه شاگرد و غربت شما!، یا جعفر بن محمد(ع)

7."برای این زندانی بی گناه دعا کنید" کدام زندانی از شما مظلوم تر و بی گناه تر به کدام جرم ؟نامت را با کدام احساس

بخوانم؟ که تو نیز آشناتر هستی، تو پدر شمس الشموسی ، احساس بلند پدرانه ات یا حس تلخ اسارتی که از عمه تان

به ارث برده ای؟ ای کاش نام تو چون موسی(ع) بر رود قلبم روان شود تا نفس را از زنجیر اسارت رها کنم یا ابا الرضا(ع)

8.عجیب نیست مسافری از سفر نه ماهه اش با تلالو خورشید طوس چشم بگشاید ؟ عجیب نیست که او را نشناسم؟

عجیب آن است که ضمانتت را کوچک شمارم و به رضای مطلع عشق راضی نگردم ، یا رضا (ع) راضیم به قضا.

9.به هر گره کور که میرسند دهانشان از نام تو پر می شود و نشنیدم که جود و کرمت گره نگشاید مگر گره از

چشم کور من، یا جواد الائمه ( ع) دستهایم گره دارند چشمهایم گله مندند ، گره از وجودم بگشا.

؟.اما غریبه ترین امام قلبم شما هستی ،چرا؟ چرا هیچ اثری از نام شما آن دم که نامتان را می برم

 بر تراوشات مغزم ظهور نمی کند؟ چرا جز گنبد فروریخته ات جز ضریح به خاک نشسته ات

 چیزی بر ذهن نمی آید ؟

نقی(ع)

 

من نماز عشق بر نامت نخوانده ام که سر از زلف نگاهت بر دارم !

 من معتکف نامت نبوده ام که تقدس شریعتت حامی جانم شود !

 من از زمزم نام تو جز جرعه ای نام ننوشیده ام !

 من نمیدانم کی به سوگ غربتت بنشینم  ؟!که حتی غربتت در کنج عزلت است!

 شما  هادی چشم های من باش که شما را ندیده است .

 یا هادی ، اهدنا الصراط الحب

(صبح جمعه توسط آزاد اندیش)

 

نظرات ()



پناهیان:گفتمان «امام هادی(ع)» ; ، قلب گفتمان غرب را هدف گرفته اس
نویسنده: مهربان( رزمنده) - ۱۳٩۱/٢/٢۸

به نظر شما چرا از میان ائمه‌ی بزرگوار ما و در واقع معصومین ما هجمه‌های این دو سه ماه روی امام هادی(علیه‌السلام) متمرکز شده است؟

 در ابتدا اجازه دهید یک پاسخ کلی خدمت شما عرض کنم و آن این که اساساً وقتی دشمنان با توجه به برخی جزییات به مقدسات ما حمله می‌کنند و تک‌تک امامان ما را مورد هجمه‌ی خاص قرار می‌دهند، این نشان دهنده‌ی این است که دین اسلام و به تعبیر دقیق‌تر اسلام ناب جایگاه بسیار خوبی در میان مردم جهان پیدا کرده و طبیعتاً هر قدر بر عزت اسلام افزوده بشود، به مقدسات دینی ما با توجه به برخی از جزییات خاص بیش‌تر هجمه خواهد شد.

 

نکته‌ی دوم این که این نشان‌ دهنده‌ی زبونی آن‌ها است که در مقام هجمه از روش‌های توهین و تمسخر استفاده می‌کنند واین که برای مقابله کردن راه چاره‌ی دیگری برای خودشان پیدا نمی‌کنند. 

شاید یک دلیل دیگر هم این باشد که در حقیقت تشیع از زمان امام هادی(علیه‌السلام) به بعد رونق ویژه‌ای پیدا کرد و سخت‌ترین امتحان‌های خود را پشت سر گذاشت. شیعیان به جایی رسیده بودند که امامت امام جواد(علیه‌السلام) را در 9 سالگی پذیرفتند و توانستند از امتحان ولایت‌عهدی امام رضا(علیه‌السلام) عبور کنند. چون می‌دانید بعضی‌ها در همان مقطع 7 امامی شدند. حصرها و محدودیت‌های امام هادی(علیه‌السلام) را توانستند بپذیرند و از این مرحله عبور کنند.

 

در این زمان می‌توان گفت شیعه به بلوغ خاصی رسیده که چند سالی،‌ یعنی بسیار کم‌تر از نیم قرن بعد از زمان امام هادی(علیه‌السلام) دوران غیبت آغاز می‌شود. سند بسیار با عظمت زیارت جامعه مربوط به امام هادی(علیه‌السلام) است که می‌توان آن را مانیفست شیعه نام‌گذاری کرد و برای شیعیان چیزی بیش‌تر از مانیفست و مرام‌نامه است و در واقع جمع‌بندی کننده‌ی تمام آموزه‌های ولایی است که در زمان ائمه‌ی هدی و قبل از آن و قبل از امام هادی(علیه‌السلام) بیان شده بود. نقش ویژه‌ی امام هادی(علیه‌السلام) در نهایی کردن جامعه‌ی شیعی اعم از فکر و فرهنگ تا احکام و آداب و رسوم نقش ویژه‌ای است. چه بسا دشمنان با توجه به این نقش ویژه هدفشان را مورد هجمه ‌قرار دادند. 

حضرت‌عالی می‌فرمایید که گفتمان امام هادی(علیه‌السلام) در واقع قلب گفتمان غرب را هدف گرفته وبه همین دلیل هجمه‌ها به سوی این بزرگوار است؟


ادامه مطلب ...
نظرات ()



شما به قاتل این مرتد کثیف چه می دهید؟
نویسنده: مهربان( رزمنده) - ۱۳٩۱/٢/٢٦

  آنروز چشمم را بستم دستانم پر از اضطراب شد، گاه احساس سنگینی در دل داشتم و بغض درونم آتشِ

 نفرت را می افزود نزدیک بود تمام جانم از این خشم به شعله در آید آه را چه می کردم ؟

حتی اگر مسلمان نبودم به آنها عشق می ورزیدم ، آخر تو چگونه توانستی؟!

آیا قلب کثیفت بر مداری می چرخد ؟ و اگر می چرخد با کدامین درجه ؟ به کدام سو؟

گوی چشمانت به تاریکی مطلق امید بسته !

به سیاه چاله های فرو برنده ی موجودیت.

دست هایت خشک شده گلویت آهنگی ندارد ،انگار شانه هایت می لرزد، با توام هنوز هم زنده ای؟؟!!

من صدای نفس های پر تزلزلش را میشنوم و او صدای انزجار مرا.

او صدای انزجار همه را می شنود ،  آنگاه که همه بدانند. آن هنگام که تمام منظومه ها خورشیدی شود.

تو از پنجره بیرون را ندیدی ! ما اینجا ایستاده ایم . هیچ پنجره ای در برابر تو نبود و هیچ خورشیدی

برایت آفتاب نتابانید. لااقل کرم می ماندی به از این بود که درون پیله ات فسیل شوی ! شاید می شد

 کاری کرد!

اما تو طالب مرگ در ذلت بودی تو فکر می کردی نار همین آتش شسته شده است.

ما را ملالی نیست که برای سرت جایزه تعیین کنیم.

 امام خمینی (ره) فرمودند: کسی که به اهل بیت (ع) توهین کند واجب القتل است.

الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء

"من در صورت حکم مراجع به مرتد بودن این ملعون، به هر کسی که شاهین نجفی (کرکس کوفی) را بکشد

110هزار تومان می دهم..." من هم با اقدام وب کوکتل مولوتف تصمیم گرفتم که برای سر کرکس کوفی جایزه ای

در نظر بگیرم هر کسی حاضره بسم الله....

شما به قاتل این مرتد کثیف چه می دهید؟

110 هزار تومان آزاد، حقوق یک ماه در آرزوی شهادت ، مبلغی بالغ بر 500 هزار تومان نه اینم

شاهین که نیست او، که جغدی یهودی است

زین پس جنازه ایست که فعلا عمودی است

گوساله ایست که دمیده در آن یهود

موسی رسیده، زمکرش بُوَد چه سود؟

لعنت به او، به صدا و به فکر او

لعنت به جمله ی اجزای شعر او

این عقده ها هنوز، ز شمشیر حیدر است

این عقده هایِ اُحد و بدر و خیبر است

جانم کم است که فدای نقی شود

عمرم چه غم که به پای تقی شود 

تِسع و عَشَر ستاره ز یک کهکشانِ نور

خاری شده به چشم عنودانِ دیده کور

دستم رها نمی کند امّا دگر قلم

تا شعرِ مرگِ جغدِ یهودی زند رقم

                                                       شعر از: پشت هیچستان

...................................................................................................................................

  • دوستان عزیز با تاخیر زیاد میلاد حضرت فاطمه(س) روح ادب و کمال را از بنده پذیرا باشید
نظرات ()



شعر بدون ویرایش رای من+ جشنواره ;ترین های; انتخابات مجلس
نویسنده: مهربان( رزمنده) - ۱۳٩۱/٢/٢۱
 

"این راند دومی که به چالش کشید حرف تو"

 باز هم نفسی کشیده ام در این سینه حبس حبس

دیدم همه بر کاغذ انتخاب خود ، کار می کنند

 جایی میانِ جوهرِ رویِ میز بود انگشتِ من

صف هم نبود و نام ها وصف هزار و یک رفتار می کنند

دیر شد، ولی قصدِ من نرفتن نبود

تقصیر دیگران بود که مرا گرفتار می کنند!

 "نزدیک آخرش که همه رای داده اند

 آرای خفته را به چه بیدار می کنند؟

لیکن نه قصد من به چنین اشتباه بود

ما را برای چه به خود  احضار می کنند؟"

آن دیگران که روزگار مرا اینچنین

شب می کنند و ادعای کار می کنند

این راند دومی که به چالش کشید حرفِ تو ، بدان

ایرانیان به سر انگشتِ خود،

چشم تمام دشمنان تار می کنند

حالا بیا و بگو صد و هشتاد هزار تن، سالی

 

از دست این نظام فرار می کنند!

یا خود می کشند و یا عن قریب

اپلای به سرزمین های سزاوار می کنند

.

.

.

آرام گیر که سخن زیاد است و راه هم

درسی بخوان که این چهارشنبه

بعد از "بهینه" تو را بَر دار می کنند

 
..................................................................................................
   (سروده دم دستی آزاد اندیش 16/2/91 +" چند بیتی از آزاد")
 
جشنواره «ترین های» انتخابات مجلس 

* «ناکام» ترین نامزد انتخابات: هیئت داوران با تقدیر از تلاشهای آقای رودکی، دیپلم افتخار این بخش به

 همراه یک وانت کاغذ دو رو سفید آماده چاپ را تقدیم می کند به جناب آقای علی اصغر خانی. خداییش کسی

 که پیام نوروزی بده و رای نیاره ناکام ترین نیست؟!

* «جایگاه» ترین حامی: دیپلم افتخار این بخش به همراه یک لیوان آب قند تقدیم میشود به جناب آقای قالیباف

 که با میزان رای آوردن خانی، رودکی و طلایی میزان جایگاهشان در بین توده مردم مشخص شد. باشد که

 رستگار شوند!

* «آقا» ترین نامزد انتحابات: دیپلم افتخار این بخش به همراه یک عدد چفیه تقدیم میشود به جناب برادر زاکانی

 بخاطر همه نقل قولهایی که از طرف مقام معظم رهبری مطرح کردند.

* «خرزو» ترین فعال رسانه ای: دیپلم افتخار این بخش به همراه یک عدد آی دی حقیقی تقدیم میشود به سرکار

 خانم زهرا حائری بخاطر اینکه هیچ چیز جز اسم نبودند و در عین حال همان اسمشان(یعنی همه وجودشان) را

هم در طبق اخلاص گذاشتند تا فعالان رسانه ای به اسم ایشان ایمیلهای تبلیغی و تخریبی بروند.

* «پیش بین»ترین نامزد: دیپلم افتخار این بخش به همراه یک عدد گوی جهان بین تقدیم میشود به آقا باهنر.

 هیئت داوران در توضیح این انتخاب خود آورده است: ایشان قبل از دوره اول گفته بود 22 یا 23 نفر از

 جبهه متحد رای می آورند. ایشان همچنین قبل از مرحله اول هم گفت 20 نفر از جبهه متحد رای می آورند.

* «چی بگیم دیگه» ترین نامزدها: دیپلم افتخار این بخش به همراه دو عدد عصا مشترکا تقدیم میشود به آقایان

بادامچیان و حبیبی. امیدواریم که نتایج این انتخابات باعث شود. باعث چی؟ مهم نیست، انشاءالله کلا باعث یک

چیزی بشود در حزب موتلفه دیگر!

* «ای کاش میرفت مجلس»ترین نامزد: دیپلم افتخار این بخش به همراه یک دست کت و شلوار تقدیم میشود به

 آقای محمد استادآقا. خداییش جای مخالفتهای همچین کسی در زمان تصویب قوانینی مثل وقف دانشگاه آزاد

و حقوق مادامالعمر بدجوری به چشم خواهد آمد.

* «خالی» ترین صندلی: دیپلم افتخار این بخش به همراه یک عدد صندلی تاشو مسافرتی تقدیم میشود به

حاج احمد آقای ناطق نوری که بالاخره خدا به مردم توفیق داد تا ایشان نماینده شان نباشند! گفتنی است ایشان

از زمانی که هنوز نه مرغ بود نه تخم مرغ، نماینده مردم نور در مجلس بوده اند.

* «کانون» ترین قدرت: دیپلم افتخار این بخش به همراه یک جلد قابوسنامه تقدیم میشود به آقای علی لاریجانی

که در جایگاه رییس قوه مقننه(که در راس همه امور است) به نفع یک جریان انتخاباتی وارد میدان شد و حتی

در همایش انتخاباتی آنها هم سخنرانی کرد.

* «شخصی» ترین بیت المال: دیپلم افتخار این بخش به همراه یک جرعه وجدان تقدیم میشود به شهرداری تهران

 بخاطر بسیج کردن امکاناتش جهت تبلیغ نامزدهایی خاص. هیئت داوران در این بخش زحمات سازمان تبلیغات اسلامی

 را نیز قابل تقدیر دانستند.

* «عصبی و بی منطق» ترین نامزد: دیپلم افتخار به همراه داروهای اعصاب این بخش اهدا میشود به کواکبیان

 که مجلس از شرش راحت شد بابت حمایت از فتنه در عین شعار مقام معظم رهبری دادن....

نظرات ()



دیکته اول دبستانم
نویسنده: مهربان( رزمنده) - ۱۳٩۱/٢/۱٤

یادش بخیر دیکته های عجیب و غریب معلم اول دبستانمون همیشه دیکته هاش لغتای جدید و پر مفهوم

داشت از احترام گذاشتن به قانون برامون می گفت تا کودکان جنگ زده ی لبنانی !

این جمله آغازین یکی از دیکته هام هست : " خداوند فرموده اسیر مردم نباش که تو را آزاده آفریده ام"

هرچی معلم سوم دبستانم طاغوتی و بدخلق بود ( متاسفانه)،خانوم قلی نیا عزیزم (معلم اول دبستان)

مهربون بودن و همیشه بعضی حرفا رو برامون دیکته می کرد ، این یکی از بدخط ترین دیکته های

من هست چرا؟ چون احتمالا بعداز ظهری بودم و بعد ناهار همیشه چرت میزدم سر کلاس دیگه

خانوم معلمم میدونست تو خواب مینویسم!، اما چون به قانون مربوط می شد گذاشتمش   

 قابل توجه کسانی که به راحتی قانون رو زیر پا میذارن دیگه بچه اول دبستانی هم از قانون خبر داره

(هرچند دوستامون هنوز از در مدرسه بیرون نرفته بودن کشف حجاب میکردن با افتخارِ تمام )

خب اگه میخواین به قانون احترام بذارین چرا نگاه می کنید برین لیست افراد مورد اعتمادتون رو

دربیارین بعدش هم برین پای صندوق رای.

این هم یه جمله متفاوت ابتدای یکی دیگه از دیکته هام : " خدا به بشر نیرو و فکر داده تا فردی مفید نسبت

به خانه و کشور و مدرسه باشد" بخوایم دقیق رو این جمله فکر کنیم داره میگه به فکر آینده کشورمون

باشیم آستینا رو بزنیم بالا کمر همت ببنیدم و درست کار کنیم . شاید بشه شعار حمایت از کار ایرانی

 رو بهش ربط داد !

دیکته ها فقط محدود به مرزمون نمیشد دید بچه ها رو خیلی لطیف به آنسوی مرز سیاسی می برد

 به سمت مسلمانان مظلوم :" دیشب فیلمی از رژه مردم جنوبِ لبنان در زمان جنگ را دیدم ، افسرده شدم

کودکانی دیدم که مانند گلهای پژمرده کنار خیابان و دشت و بیابان در خواب بودن "

واقعا معلم خوبی بودن هنوز هم مثل همون روزا( که میگفتم : خانوم گفته) دوسش دارم آخر سال

هم بهم گفت باید ریاضی دان بشم.

یادشون بخیر معلم و استاد عزیزم خانوم محافظ که هنوز هم پای کلاس درسشون هستیم

( با همون شیطونی ها و بیشتر) اولین باری که دیدمشون هشت سالم بود خیلی دوسشون داشتم

 حتی با خواهرم سر اینکه کی بیشتر دوسش داره دعوامون میشد ! زمزمه های بخش خوانی و

کلمه خوانی هیچوقت از تو ذهنم نمیره ...... الم (١)ذَلِکَ الْکِتَابُ.... خانوم محافظ عزیزم هنوز هم

 دست از سرتون بر نمیدارم .

...............................................................................................................................................

  _ دست تمام اساتید و معلم های خوبم رو میبوسم من جمله اساتید محترم خانم محمدی ،خانم جعفری، خانم نبوی ،

آقای کامیار و....

 _ چشم به راه تو دوخته بودم پنجره باز شد عشق پیدا بود اما نور چشمانم را عقب زد و تو را ندیدم

نظرات ()



چگونه داوود موسی بیتکوک مسلمان شد؟
نویسنده: مهربان( رزمنده) - ۱۳٩۱/٢/۱۳

فبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ

پس کدام یک از نعمات پروردگارتان را انکار می کنید؟


در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام (ص) تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد... آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل (بدر) بود، پیامبر (ص) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند... خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد... و سپس ماه به دو نیم شکافته شد، نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.

کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت: "صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان ما را سحر کرده است."

 بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند: "این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد ... "اقتربت الساعه وانشق القمر ..." باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.

 


در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توسط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام "داوود موسی بیتکوک " که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیاست ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:

 "هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر آمد. سپس شروع به خواندن کردم ....و ماه شکافته شد... وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم.

 روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول برنامه ای را مشاهده می کردم، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند، دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجلات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند...

 مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند با این مضمون که "شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی 100 میلیارد دلار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید... آیا این عاقلانه است؟؟!" در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که: "در آن سفر، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات رابه زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده وسپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد."

داوود موسی بیتکوک سپس می گوید:

 "با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در 1400 سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکا باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است..."

به این ترتیب سوره قمر سبب اسلام آوردن این شخص شد، پس از آنکه عاملی برای دوری او از اسلام شده بود و این خود از دیگر معجزات اسلام است.

نظرات ()



شهید مطهری: تقوای سیاسی رمز موفقیت در انتخابات
نویسنده: مهربان( رزمنده) - ۱۳٩۱/٢/۱٢

 

استاد شهید مرتضی مطهری تقوا را مهمترین شاخص انتخابات سالم جامعه می داند. ایشان نه تنها این شاخص مهم و حیاتی را راهگشایی در انتخاباتی سالم و ایدهآ ل، بلکه کلید حل تمامی مشکلات و مسائل حیاتی زندگی فردی و بخصوص زندگی اجتماعی، می داند

تقوای دینی منشا تقوای اجتماعی و سیاسی

نباید تصور کرد که تقوا از مختصات دینداری است از قبیل نماز و روزه، بلکه تقوا لازمه انسانیت است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگی حیوانی و جنگلی خارج شود ناچار است که تقوا داشته باشد. در زمان ما می بینیم که تقوای اجتماعی و سیاسی اصطلاح کرده اند. چیزی که هست تقوای دینی یک علو و قداست و استحکام دیگری دارد و در حقیقت تنها روی پایه دین است که می توان تقوایی مستحکم و با مبنا به وجود آورد و جز بر مبنای محکم ایمان به خدا نمی توان بنیانی مستحکم و اساسی و قابل اعتماد به وجود آورد.

تقوای سیاسی رمز موفقیت در انتخابات

در نهایت امام علی ( ع ( همه دردها و ابتلائات بشر را یک کاسه می کند و تقوا را برای همه آنها مفید می داند. حقا هم اگر به تقوا صرفا جنبه منفی و اجتناب و پهلو تهی کردن ندهیم و آن طور بشناسیم که علی شناخته باید اعتراف کنیم که یکی از ارکان زندگی بشر است چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی، اگر نباشد اساس زندگی متزلزل است. از ابتلائات روز ما موضوع زیادی قوانین و مقررات و تغییر و تبدیل های پشت سر هم است. برای موضوعات بالخصوص قوانین و مقررات زیادی وضع می شود، آیین نامه می سازند، باز می بینند منظور حاصل نشد. قوانین را تغییر و تبدیل می دهند، بر مقررات و آیین نامه ها افزوده می شود و باز مطلوب حاصل نمی گردد. زیرا قانون فقط حد و مرز معین می کند، لذا باید قوه و نیرویی در خود مردم باشد که این حدود و مرزها را محترم بشمارد و آن همان است که به آن نام تقوا داده اند. می گویند باید قانون محترم باشد. این صحیح است ولی آیا تا اصول تقوا محترم نباشد می توان نام احترام قانون را برد.

منبع : وبلاگ یاوران آفتاب

......................................................................................................................................

  • ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ.....
نظرات ()



نقطه را هر کجا بگذاریم نقطه است،من نیز نقطه ام!
نویسنده: مهربان( رزمنده) - ۱۳٩۱/٢/٧

نقطه را هر کجا بگذاریم نقطه است،من نیز نقطه ام!

اما عالم هستی چگونه از زمین به آسمان پرواز می کند؟

جهان و تمام اجزایش مثال دانه های تسبیح هستند و ولایت

نخ تسبیح.هنگامی که نخ تسبیح پاره شود تمام اجزا از هم دورمی شوند

آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود ، و آنگاه که ستارگان تیره شوند.......

إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ (١) وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ (٢) وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ (٣) وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ

 نتیجه گیری : پس هنگامی که زمین حجتی نداشته باشد آنروزیست که قیامت برپا می شود

..................................................................................................................................

  • سخن غیر تو بر قلم جاری نمیشود
  • منابعی برای رجوع: 1 )اصول کافی باب حجت 2) بحارالانوار جلد 13 
  • 3) اسرار آل محمد (ص) سلیم بن قیس هلالی 4)کمال الدین اتمام نعمه شیخ صدوق

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »